دختران و پسران خانواده برتر

خانواده برتر مخصوص پسران و دختران

چرا خدا ما رو نمیبخشه؟ واقعا چرا؟

نویسنده : سید احمد

*قبل از اینکه این متن، این رو بگم که من اول با خودم هستم بعد با دیگران*

 

من اکثر نظرات رو که خوندم. نوشتن: ای بابا ما که اینقدر رو سیاهیم

 (آخه اینا رو میگن جوون ها)

 تو این چند مدت خیلی از نظرات رو خوندم. اکثر نظرات آیه ی یعثه!

 باید بخونی و بگی: آخی...! بیچاره خدا به دادش برسه...!

 ما که امام حسین قبولمون نمیکنه

  ما که رو سیاهیم

 ما که بد بختیم

 کجا سیدالشهدا دست ما رو میگیره؟

 اکثر حرفا اینه!

 بنده هم رفتم تو کربلا و قصه ی کربلا گشتم؛ دو تا پرونده ی سیاه پیدا کردم که تعجب میکنین

 دو تا داداشن؛ یکی به نام سعد یکی دیگه به نام ابوالحتوف

 حالا شناسنامه ی این دو تا داداش رو براتون بگم:

 1: در جنگ خوارج با امیرالمومنین جنگیدن

 (کسی که با امام زمانش بجنگه کافر حربیه)

 رفتند طرف معاویه... معاویه سقت کرد، مرید یزید شدن

 یزید رو خلیف مسلمین میدانستند.

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۴۴
    • سه شنبه ۱۶ مهر ۹۲ - ۲۱:۰۳

    پدر معنوی!

    نویسنده : آقا سید احمد خودمون !

    فرض کنید یه پدری یه بچه کوچولو داره، پنج شش ساله،مریضه میخاد ببرش دکتر.

    ماشین هم نداره، یا نه ماشین داره، خیابان شلوغه،گذاشته تو یه پارکینگ

    مجبوره یه مسافت 1000 متری رو با بچه اش تو پیاده رو بره تا برسه به اون مجتمع پزشکی

    تو این پیاده رو، 1000تا مغازه هست،500 تا مغازه هست، چند تا پاساژه

    و جالب اینکه اکثر این مغازه ها، مغازه ی اسباب بازی فروشیه

    و این بچه قراره کجا بره؟ دکتر بره

    مجبوره که از این یه قسمت خیابون و از این پیاده رو، در کنار این مغازه ها با پدرش بگذره

    اما این بچه، وقتی چشمش می افته به این اسباب بازی ها، می ایسته، پدرش رو هم نگه میداره

    هی میگه: بابا من این عروسک رو میخوام

    بابا من اون ماشین رو میخوام

    هر چی پدر میگه: بابا ما نیومدیم که این جا عروسک بخریم یا بخوایم ماشین برات بخریم. ما قراره کجا بریم؟

    بچه می فهمه؟

    بچه نمی فهمه، داره تو تب میسوزه اما چشمش به این اسباب بازی ها که می افته

    دکتر یادش میره! اصلا یادش میره مریضه!

    گریه میکنه که چرا این ماشین رو برا من نمی خری؟

    دستش رو از دست باباش میکشه

    پدرش هر چی میگه بابا جان، پاشو پسرم، می خرم ،الان وقتش نیست باید بریم نوبت دکتر داریم

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۱۶
    • يكشنبه ۱۴ مهر ۹۲ - ۱۵:۳۶

    من یه کم توی شروع ارتباطات اجتماعی ضعیفم

    سلام، 

    من یه کم توی شروع ارتباطات اجتماعی ضعیفم، با اینکه قیافه خوبی دارم و از نظر اجتماعی و تحصیلی در موقعیت نسبتاً بالایی هستم (قصد تعریف از خودمو ندارم فقط دارم در مورد خودم توضیح می دم)، ولی هیچ پسری دوروبرم نیست و تا حالا دوست پسر نداشتم.
    تازه یه مدته که کارشناسی ارشدمو تموم کردمو اومدم شهرمون، احساس تنهایی داره منو داره می خوره.
     در یه کلام لوندی بلدنیستم، شاید پسرا دوست داشته باشن بهم نزدیک شن ولی انقدر جدیم جرئت نمی کنن.
    خیلی دوست دارم نگید که تنهاییمو با خدا پر کنم، چون ارتباطم باهاش خوبه خدا رو شکر.
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۵۹
    • جمعه ۱۲ مهر ۹۲ - ۲۲:۴۲

    یه داستان واقعی از کسی که حضرت زهرا دستش رو گرفت

    این داستان به پیشنهاد سرور بزرگوارمون آقا سید احمد در این پست قرار داده شده .

    *این متن رو از قول آقای دانشمند میگم*

     چند وقت پیش، تو تهران، تو حسینه ای منبر میرفتم

     یه جوانی آمد (نزدیک 30 ساله ش بود) گفت: حاج آقا من با شما چند دقیقه کار دارم

     گفتم: آقا بنویس بهم بده

     گفت: نوشتنی نیست

     گفتم: ببین، من رو قبول داری؟ گفت: آره

     گفتم: من چند ساله با جوان ها کار میکنم، تربیتی، فرهنگی، اگه نتونه حرفشو بنویسه بعد نمیتونه بگه، برام بنویس بیار

     گفت: باشه

     فردا شب که امدیم یه نامه داد به ما، من بردم خونه، نامه رو که خوندم

     این همون کسیه که دنبالش میگردم

     فردا شب امد گفت که: چی شد؟

     گفتم آقا من نوکر شما هستم، بیا با هم چند دقیقه صحبت کنیم

     گفت: من رو چه جوری می بینین شما؟

     گفتم: من نه رمالم! نه جادوگرم! من چی بگم

     گفت: نه ظاهری. گفتم: هیعتی و...

     دیدم زد زیر گریه

     گفت: اگه بدونی من چه جنایاتی، چه گناه هایی که نکردم

     فقط خوب خوبه که میتونم بگم از گناه هایی که کردم، اینکه مادرم رو چند بار کتک زدم، پدرم رو زدم

     عرق، شراب و کارهای دیگه برام معمولی بود

     گفتم: الان اینجوری؟

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۷۸۸
    • جمعه ۱۲ مهر ۹۲ - ۱۴:۴۵

    آخه ما که صبر تو رو نداریم!!

    خدا سلام

    می دونی که خیلی ناراحتیم و دلمون گرفته. می دونیم دوسمون داری و کمکمون می کنی ولی ما نمی فهمیم یا شایدم یه مقدار زمان می بره. آخه ما که صبر تو رو نداریم!! تو رو جون خودت یه کاری واسمون بکن؛ گناه داریم. ته ته دلامون پاک و ساده ایم. اگه یه کم بیشتر به ماها کمک کنی از بقیه بهتر می شیم، بالاتر میشیم، خودساخته تر میشیم چون بیشتر داریم با مشکلات دست و پنجه نرم می کنیم، چون خیلی مسائل ناخواسته داریم، چون هیچ کس جز خودمون به فکرمون نیس، چون تنهاییم، چون نمیدونیم و نمی شناسیم بعضی مسائلو، چون وقتیم که می فهمیم دیگه دیره، چون کسی نیس با زبون خوش مدام راهنماییمون کنه، چون با یه چیزایی درگیریم که هیچ کس نمی خواد راجع به اونا حرفی زده بشه (فقط به خاطر این که گفتن بده زشته گناهه که اصلنم این طور نیس) چون به همه یکسان و یک مقدار همه چیو ندادی یا اگه دادی ناآگاهانه از دستش دادیم یا ضعیفش کردیم.  خیلی ناراحت و غمگینیم به خاطر خودمون. راحت می تونستیم پیشرفت کنیم و به جاهای بالا بالا برسیم اما مجبوریم به خاطر ناآگاهی پا تو کج راها بذاریم و خودمونو تباه کنیم. کارمون شده حسرت و افسوس و تاسف خوردن به خاطر کارای خودمون و اطرافیانمون که مث مان.  راهمونو گم کردیم. فقط تو می تونی کمکمون کنی؛ اینو ازمون دریغ نکن. ما پاکه دلامون؛ نگا به کارا و اشتباهامون نکن؛ همه پشیمون و دربه دریم، همه سرگشته و خسته ایم، زندگیامون دست خودمون نیس؛ نمی دونیم به کدوم در بزنیم، نمی تونیم خودمون زندگیمونو همون جور که دوس داریم بسازیم. ما ،بین همه اینا و مشکلات و فشارا گیر کردیم و داریم له میشیم. تو رو به اسم اعظمت یه نیم نگا به ما بکن. یه چیکه مهر و بخششم که از دستت دربره برامون کافیه.  حیف نیس این همه جوونی که می تونن پاک و بی آلایش باشن با نادونی و جهل یا به خاطر شرایط و زمونه بد تو چاه بیفتن و هیچکیم دست سمتشون دراز نکنه و نجاتشون نده؟؟!!!!

    خوش به حال اونایی که با این همه فشار و مشکلات پاک و سربلند امتحاناشو پس میدن ما هم می خوایم مث اونا باشیم.

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۲۶
    • پنجشنبه ۴ مهر ۹۲ - ۲۳:۵۶

    یه سوال اساسی از خانم های بدحجاب !

    اگه الان دشمن به ما حمله کنه کی قراره جلوی اونو بگیره ؟! مسلما ارتش و سپاه به تنهایی نمی تونن ! و مشارکت مردمی لازمه . از طرفی ، ارتش و سپاه رو چه کسانی تشکیل میدن ؟! از فضا که نیومدن ؟!

    آیا پسرهایی که به واسطه ی بدحجابی شما دین شون سست شده ، به خودارضایی معتاد شدن ، همه ی فکر و ذهنشون شده مسائل جنسی ! ، می تونن از شما در مقابل خارجی ها دفاع کنند که دست اونا به شما نرسه و ... ؟!

    شما الان از برکت حجاب و عفت خانم های اواخر دهه 50 و دهه 60 خیلی راحت تو خیابون ها راه میرید و صد قلم آرایش می کنید ، لباس های تحریک کننه می پوشید و ... !

    تا حالا خیلی کم به این مسائل پرداخته شده ولی تا کی ؟!

    خانم بد حجاب محترمه ،

    خبر داری در جنگی که به ما تحمیل شد آمار شهدای متاهل نزدیک به 60.000 هزار نفر بود ؟! این یعنی 60.000 زن بیوه ! یعنی چند ده هزار زن فاتحه ی میل جنسی شون رو خوندند !!! فشارها رو تحمل کردند که تو الان دست خارجی ها نباشی !

    جون هر کی دوست داری کمی فکر کن !

    آمار شهدای 15 تا 29 ساله چیزی حدود 175.000 نفر بود . یعنی حدود 175.000 دختر فرصت ازدواج رو از دست دادند . خدا می دونه این ها چه فشارهایی رو تحمل کردند تا تو راحت بتونی تو خیابون ها قدم بزنی !

    اگه برنامه ریزی شده این کار رو می کنی که دیگه حرفی نمی مونه ولی اگه از دشمن پول نمیگیری که عفت جامعه رو لکه دار کنی باید بدونی که که داری به نفع دشمن کار می کنی ! داری با اون لباس های تنگ قلب جوون ها رو هدف قرار میدی ! داری انرژی پسرهایی رو که قرار بود برای پیشرفت جامعه صرف بشه هدر میدی ؟!

  • ۰ موافق ۰ مخالف
    • تعداد نمایش : ۴۰۰۱
    • چهارشنبه ۲۰ شهریور ۹۲ - ۱۶:۰۰

    در زمانی نه چندان دور ...

    یه زمانی نه چندان دور ، مردانی در این سرزمین زندگی می کردند که حاضر شدند تکه تکه بشن ولی دست اجنبی به تن یه دختر ایرانی نخوره . در همین خوزستان دخترهایی بودند که حاضر بودند اگه راه نجاتی برای اونا نیست توسط برادرشون کشته بشن ولی دست بعثی ها به اونا نرسه . گاهی پیش می اومد که برای فراری دادن یه دختر از دست بعثی ها نزدیک به 10 مرد فدا می شدند . در حالی که اگه بی خیال غیرت شون می شدند زنده می موندند . این اتفاقات خیلی شبیه فیلم هندیه ولی خوشبختانه از جهتی و متاسفانه از جهتی دیگه چنین ماجراهایی رخ داده .

    در همون زمان پسرهایی بودند که اگه خبر دار میشدن یه پسر از فلان محله به یکی از دخترهای محله شون بد نگاه کرده خونشون به جوش می اومد و کار به دعوا و کتک کاری می کشید . کاری می کردند که اون پسر غریبه فکر ارتباط برقرار کردن با دخترهای این محله رو از سرش بیرون کنه .

    گذشت و گذشت تا به جایی رسیدیم که اگه یه دختر یا پسر با جنس مخالف دوست نباشه مسخره میشه !

    این فاجعه تاسف بار اتفاقی نیست . بلکه با برنامه این بلا سر ما اومده که از دید خودم می خوام به اون بپردازم .



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۵۶
    • چهارشنبه ۲۰ شهریور ۹۲ - ۱۵:۲۳

    برای چی ما خدا رو می خوایم؟

    نازنین:

    سلام
    من نمی دونم ولی فکر می کنم باید دید اول از همه اصلا برای چی ما خدا رو می خوایم یا اصلا بهش اعتقاد داریم اینکه این دنیا و اون دنیا یعنی چی که حالا صبر برای شون یا توشون برامون قابل هضم بشه؟
    که حالا اگه قرار شد خدا جواب یکی از دعاهامونو بده چی میشه؟!!!!!

    مشکل اینجاست که میگیم خدا به بعضی ها جواب می ده به بعضی ها نه!
    مشکل اینجاست که این دنیا و اون دنیا می کنیم!
    مشکل اینجاست که...
    مشکل اینجاست که خدا رو از ته دلمون بعنوات عادل مهربون شنوا قبول نمی کینم!

    چرا فکر نمی کنیم که ما یه عمری داریم از همون اولا ته به آخر که به خدا برسیم و این وسطا هی داریم عالم ها رو طی می کنیم و انگار از این اتاق به یه اتاق دیگه میریم مثل اومدنمون به دنیا از بیرون اومدنمون از عالم های قبل و رفتنمون به ملکوت یا برزخ و بعدش به جبروت یا همون عالم عقل و ...
    ما اصلمون عوض نمی شه و عالم ها رو عوض می کنیم! تا به خودش برسیم!
     حالا اگه فکر کنیم که خدا که ما رو و همه این عوالمو خلق کرده کجای زندگی ما واستاده؟ اون دوردورا که بعضی مواقع صدای مارو می شنوه یا بعضی موقع ها از کنار ما رد میشه و به طور اتفاقی صدای مارو میشنوه و شاید جواب بده یا نه!
    خب این همون اول بدبختی ه
    مشکل ما این نیست که توی این دنیای فکستنی چه مشکلاتی سر هرکدوممون ریخته!
    مشکل ما اینه که مشکلاتمونو میبنیم و باهاشون کنار نمیایم!
    هر کدوم از عالم هایی رو که رد می کنیم واسه خودشون تعریفی و خلقتی دارن یکی از تعریفای این دنیا هم اینه که بتونیم دیدمون رو درمورد خدا و عوالم و فرستاده هاش درست کنیم ( که میشه همون اصول دین!)
    یکی از چیزایی که توی این دنیا باید آدما بدست بیارن اینه که درمورد خدا مثل بالا فکر نکنن وقتی دیدمون در این مورد درست بشه دیگه همه مشکلا میشه روند روتین دنیا برامون اون وقت همه ایوبن و و همه شعیب ن و ...
    کیه که دوست نداره عاشق واقعی خدا بشه؟
    مشکل اینجاست که دنبالش نمی ریم
    وگرنه اینجا دنیاست و خدا هم خداست و برای هرکسی بسته به شرایطش و ... حتما مشکلات زیلدی هست!

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۲۱
    • چهارشنبه ۲۰ شهریور ۹۲ - ۱۲:۳۲

    تشرف یک استاد سوئدی به دین اسلام

    به گزارش جهان به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی آستان قدس رضوی، «سیلوا متو» که 31 سال دارد، در مراسمی که با حضور کارشناسان دینی اداره ارتباطات اسلامی و امور زائرین غیرایرانی آستان قدس رضوی در رواق غدیر حرم مطهر برگزار شد پس از تشرف از دین مسیحیت به دین مبین اسلام نام «زینب» را برای خود انتخاب کرد.


    این استاد دانشگاه با اشاره به علت گرایش خود به اسلام و تشیع، گفت: اسلام دین کاملی است که می‌تواند همه نیازهای انسان را تأمین کند و دستورالعمل‌های جامعی را برای خوب زیستن دارد و با مطالعاتی که در این زمینه داشتم مذهب تشیع را برای خود انتخاب کردم.

    وی که 18 ماه برای انتخاب دین اسلام تحقیق و پژوهش کرده است، خاطرنشان کرد: با مطالعه قرآن و مطالعه کتاب‌هایی از زندگی نامه ائمه اطهار(ع) مذهب تشیع را کامل‌ترین دین انتخاب کردم که تمام دستوراتی که در آن آمده از مبانی علمی برخوردار است و باعث سعادت فرد می‌شود.

    این تازه مسلمان با اشاره به اینکه از طریق دوستان خود در دانشگاه با دین اسلام آشنا شده است، افزود: با سفری که به سوریه داشتم و ارتباط با دوستانی که مسلمان بودم توانستم اطلاعات زیادی را در خصوص دین مبین اسلام کسب کنم.


    «سیلوا متو» با اشاره به ضرورت حجاب و پوشش مناسب اسلامی برای زن‌ها گفت: حجاب نه تنها مانعی برای حضور زن در جامعه ایجاد نمی‌کند، بلکه این پوشش و حجاب، موجب کامل‌شدن شخصیت وجودی او نیز خواهد شد.


    وی افزود: حجاب مانند حصاری برای زن‌ها است که موجب امنیت و آرامش بیش‌تر آنها خواهد شد.

    وی تصریح کرد: با وجود اینکه تاکنون به حرم مطهر رضوی مشرف نشده بودم اما احساس نزدیکی زیادی با حضرت رضا(ع) داشتم و لقب امام رئوف که به ایشان نسبت می‌دهند بسیار برایم آرامش بخش شد لذا برای تشرف به دین اسلام این مکان ملکوتی را انتخاب کردم.


    این تازه مسلمان حرم مطهر رضوی با اشاره به علاقه‌ای که برای زیارت حضرت معصومه(س) دارد، افزود: بعد از سفر ایران بلافاصله به کربلا می‌روم و مرقد مطهر امام حسین(ع) را زیارت خواهم کرد.


    از ابتدای امسال تاکنون چهار زائر غیرایرانی در حرم مطهر رضوی به دین مبین اسلام مشرف شدند و از سوی مدیریت امور زائران غیرایرانی آستان قدس رضوی یک جلد کلام‌الله مجید و تندیس سنگ مضجع شریف حضرت امام رضا(ع) و کتاب‌هایی درباره اصول اعتقادی اسلام و مذهب شیعه و بسته‌های فرهنگی و متبرک به این تازه مسلمان‌اهداء شد.

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۶۹
    • دوشنبه ۷ مرداد ۹۲ - ۲۳:۵۶

    دانلود صوتی مناجات شعبانیه با صدای آقای سماواتی+متن

    این آقای سماواتی بدون شک یکی از اون نظر کرده هاست . انگار این بنده ی خدا زاده شده که دعا و مناجات بخونه ! نوای ایشون یه سوز خاصی داره ! پیشنهاد می کنم دانلود کنید .

    پخش آنلاین دعا


    دانلود صوتی با حجم 3.63 مگابایت

    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ أَقْبلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ

     
    خدایا! بر پیامبر و دودمان پاکش درود فرست، و آنگاه که تو را می‏خوانم و صدایت می‏زنم، صدا و دعایم را بشنو و اجابت کن،و آنگاه که با تو نجوا می‏کنم، بر من عنایت کن.
     
    فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ مُسْتَکِینا لَکَ مُتَضَرِّعا إِلَیْکَ رَاجِیا لِمَا لَدَیْکَ ثَوَابِی
     
    من از همه به سوی تو گریخته و در پیشگاه تو ایستاده‏ام،در حالی که دلشکسته و نالان درگاه توام و به پاداش تو امیدوار.
     
    وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی وَ لا یَخْفَی عَلَیْکَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی وَ مَثْوَایَ وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِی وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِی وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِی
     
    آنچه را در دل من می‏گذرد می‏دانی، از نیاز من آگاهی، ضمیر و درونم را می‏شناسی و فرجام و سرانجام زندگی و مرگم از تو پنهان نیست. آنچه را که می‏خواهم بر زبان آورم و از خواسته‏ام سخن بگویم و به حسن عاقبتم امید بندم، همه را می‏دانی.
     
    وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِیرُکَ عَلَیَّ یَا سَیِّدِی فِیمَا یَکُونُ مِنِّی إِلَی آخِرِ عُمْرِی مِنْ سَرِیرَتِی وَ عَلانِیَتِی وَ بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی
     
    در آنچه تا پایان عمرم و از نهان و آشکارم خواهد بود، قلم تقدیرت نافذ و جاری است و افزونی و کاهشم و سود و زیانم، تنها به دست توست.
     
    إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی
     
    خدایا! اگر محرومم سازی، کیست که روزیم دهد؟ و اگر خوارم کنی، کیست که یاریم کند؟
     
    إِلَهِی أَعُوذُ بِکَ مِنْ غَضَبِکَ وَ حُلُولِ سَخَطِکَ
     
    خدایا! از خشم و فرا رسیدن غضبت، به خودت پناه می‏آورم.
     
    إِلَهِی إِنْ کُنْتُ غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِکَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَیَّ بِفَضْلِ سَعَتِکَ
     
    خدایا! اگر شایسته رحمت تو نیستم، تو سزاواری که رحمت گسترده‏ات را بر من عطا کنی.
     
    إِلَهِی کَأَنِّی بِنَفْسِی وَاقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَکُّلِی عَلَیْکَ فَقُلْتَ [فَفَعَلْتَ‏] مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِی بِعَفْوِکَ
     
    خدایا! گویا چنانم که در پیشگاه لطف تو ایستاده‏ام و سایه‏سار توکل نیکویم بر من بال گشوده و آنچه را تو شایسته آنی گفته‏ای و مرا در هاله‏ای از بخشایش خویش پوشانده‏ای.
     
    إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَی مِنْکَ بِذَلِکَ
     
    خدایا! اگر ببخشایی، کیست که از تو سزاوارتر به عفو باشد؟
     
    وَ إِنْ کَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُدْنِنِی [یَدْنُ‏] مِنْکَ عَمَلِی فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَیْکَ وَسِیلَتِی
     
    و اگر اجلم فرا رسیده و کار شایسته‏ای نداشته‏ام که مرا به تو نزدیک سازد، اعتراف به گناه را وسیله آمرزش تو ساخته‏ام.
     
    إِلَهِی قَدْ جُرْتُ عَلَی نَفْسِی فِی النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَیْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا
     
    خداوندا! با مهلت و میدانی که به نفس داده‏ام، بر خویش ستم کرده‏ام، پس اگر مرا نیامرزی، پس وای بر من.
     
    إِلَهِی لَمْ یَزَلْ بِرُّکَ عَلَیَّ أَیَّامَ حَیَاتِی فَلا تَقْطَعْ بِرَّکَ عَنِّی فِی مَمَاتِی
     
    خدایا! همواره در طول زندگی، از لطف و احسانت‏برخوردار بوده‏ام، پس از مرگ هم، لطف خویش از من دریغ مدار.
     
    إِلَهِی کَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِکَ لِی بَعْدَ مَمَاتِی وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِی [تُولِنِی‏] إِلا الْجَمِیلَ فِی حَیَاتِی خدایا! چگونه مایوس باشم از اینکه پس از مرگ هم نگاه لطف و احسان تو بر من خواهد بود، در حالی که در طول حیاتم، با من جز احسان و نیکی نکرده‏ای.
     
    إِلَهِی تَوَلَّ مِنْ أَمْرِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ
     
    خدایا! کار مرا آنگونه به سامان برسان که تو سزاوار آنی (نه آن سان که من در خور آنم).
     
    وَ عُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِکَ عَلَی مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ
     
    و با بزرگواریت، به من عنایت کن، بر گناهکاری که در لجه جهل خویش فرو رفته است.
     
    إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوبا فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَی سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْأُخْرَی [إِلَهِی قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَیَ‏] إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ فَلا تَفْضَحْنِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَی رُءُوسِ الْأَشْهَادِ
     
    در دنیا گناهانی را بر من پوشانده‏ای که در آخرت، نیازمندترم که پرده پوشش خود را بر آنها افکنی. خدایا! چون گناهانم را پوشاندی و بر هیچ یک از بندگان شایسته‏ات فاش نساختی، بر من نیکی کردی، خدایا، پس در روز قیامت نیز رسوای خلایقم مگردان.
     
    إِلَهِی جُودُکَ بَسَطَ أَمَلِی وَ عَفْوُکَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِی
     
    خدایا جود و بخشش تو، دامنه آرزوهایم را گسترده است و بخشایش تو، برتر از عمل من است.
     
    إِلَهِی فَسُرَّنِی بِلِقَائِکَ یَوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَیْنَ عِبَادِکَ خدایا! آن روز که میان بندگانت‏به داوری می‏پردازی، با دیدار چهره رافت‏خود، مسرورم ساز.
     
    إِلَهِی اعْتِذَارِی إِلَیْکَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِی یَا أَکْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْهِ الْمُسِیئُونَ
     
    خدایا! پوزش‏طلبی من به درگاهت، عذرخواهی کسی است که از عذرپذیری تو بی‏نیاز نیست، پس عذرم را بپذیر، ای کریمترین بزرگواری که زشتکاران، به درگاهش عذر گناه می‏برند.
     
    إِلَهِی لا تَرُدَّ حَاجَتِی وَ لا تُخَیِّبْ طَمَعِی وَ لا تَقْطَعْ مِنْکَ رَجَائِی وَ أَمَلِی
     
    پروردگار من! حاجت و نیازم را رد مکن و دست امید و آرزویم را از درگاه خویش، کوتاه مگردان.
     
    إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی
     
    خداوندا! اگر می‏خواستی خوارم کنی، هدایتم نمی‏کردی. و اگر می‏خواستی رسوایم سازی، از عقوبت دنیا معافم نمی‏کردی.
     
    إِلَهِی مَا أَظُنُّکَ تَرُدُّنِی فِی حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی طَلَبِهَا مِنْکَ خدایا! باور ندارم که در حاجتی دست رد به سینه‏ام بزنی، حاجتی که عمر خویش را در پی آن گذراندم و عمری از تو طلبیدم.
     
    إِلَهِی فَلَکَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا یَزِیدُ وَ لا یَبِیدُ کَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَی
     
    خدایا! ستایش ابدی و ثنای سرمدی تنها از آن توست، سپاسی همواره فزاینده و بی‏کم و کاست، آنگونه که تو دوست داری و می‏پسندی.
     
    إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ
     
    خدایا! اگر مرا به جرمم بگیری، دست‏به دامان عفوت می‏زنم.
     
    وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ
     
    و اگر مرا به گناهانم مؤاخذه کنی، تو را به بخشایشت‏بازخواست می‏کنم.
     
    وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ
     
    اگر در دوزخم افکنی، به دوزخیان اعلام خواهم کرد که تو را دوست دارم.
     
    إِلَهِی إِنْ کَانَ صَغُرَ فِی جَنْبِ طَاعَتِکَ عَمَلِی فَقَدْ کَبُرَ فِی جَنْبِ رَجَائِکَ أَمَلِی
     
    خدایا! اگر در کنار طاعتت، عملم کوچک است، امید و آرزویم بزرگ و بسیار است.
     
    إِلَهِی کَیْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِکَ بِالْخَیْبَةِ مَحْرُوما وَ قَدْ کَانَ حُسْنُ ظَنِّی بِجُودِکَ أَنْ تَقْلِبَنِی بِالنَّجَاةِ مَرْحُوما
     
    خدایا! از آستان تو چگونه تهیدست و محروم برگردم، با آنکه گمان نیک من نسبت‏به جود تو، آن است که نجات یافته و رحمت‏شده مرا باز گردانی.
     
    إِلَهِی وَ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْکَ وَ أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَکْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْکَ إِلَهِی فَلَمْ أَسْتَیْقِظْ أَیَّامَ اغْتِرَارِی بِکَ وَ رُکُونِی إِلَی سَبِیلِ سَخَطِکَ
     
    خدایا! عمرم را در رنج غفلت از تو تباه ساختم،جوانی‏ام را در سرمستی دوری از تو هدر دادم،خداوندا! آن روزها که به کرم تو مغرور شدم و راه خشم تو را سپردم، از خواب غفلت‏بیدار نگشتم.
     
    إِلَهِی وَ أَنَا عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدِکَ قَائِمٌ بَیْنَ یَدَیْکَ مُتَوَسِّلٌ بِکَرَمِکَ إِلَیْکَ
     
    پروردگارا! من بنده توام و زاده بنده تو. در آستان بزرگیت ایستاده‏ام و کرمت را وسیله تقرب به حضور تو قرار داده‏ام.
     
    إِلَهِی أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَیْکَ مِمَّا کُنْتُ أُوَاجِهُکَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْیَائِی مِنْ نَظَرِکَ وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْکَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِکَرَمِکَ
     
    خدایا! بنده‏ای زشتکارم که به عذرخواهی آمده‏ام، از نگاه تو شرم نداشته‏ام، اینک از تو بخشش می‏طلبم، چرا که عفو، صفت‏بزرگواری توست.
     
    إِلَهِی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ إِلا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ وَ کَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَکُونَ کُنْتُ فَشَکَرْتُکَ بِإِدْخَالِی فِی کَرَمِکَ وَ لِتَطْهِیرِ قَلْبِی مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْکَ
     
    آفریدگارا! توان آن نداشته‏ام که از نافرمانیت دست‏شویم،مگر آنگاه که به عشق و محبت‏خویش بیدارم ساخته‏ای، یا آنگونه بوده‏ام که تو خود خواسته‏ای. تو را سپاس، که مرا در کرم خویش وارد کردی و دلم را از آلایشها و کدورتهای غفلت از خودت را پاک نمودی.
     
    إِلَهِی انْظُرْ إِلَیَّ نَظَرَ مَنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِکَ فَأَطَاعَکَ
     
    پروردگارا! مرا بنگر، نگاه آنکه ندایش دادی پس پاسخت گفت، و به طاعتش فراخواندی و به یاریش گرفتی پس مطیع تو گشت.
     
    یَا قَرِیبا لا یَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ یَا جَوَادا لا یَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ
     
    ای خدای نزدیک; که از مغروران و فریفتگان دور نیستی،ای بخشنده‏ای که نسبت‏به امیدواران جود و بخششت، بخل نمی‏ورزی،
     
    إِلَهِی هَبْ لِی قَلْبا یُدْنِیهِ مِنْکَ شَوْقُهُ وَ لِسَانا یُرْفَعُ إِلَیْکَ صِدْقُهُ وَ نَظَرا یُقَرِّبُهُ مِنْکَ حَقُّهُ
     
    خدایا! مرا قلبی بخش که شوق و عشق، به تو نزدیکش سازد،و زبانی عطا کن که صداقت و راستی‏اش به درگاهت‏بالا رودو نگاهی بخش، که حقیقتش، زمینه‏ساز قرب به تو گردد!
     
    إِلَهِی إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِکَ غَیْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِکَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوکٍ [مَمْلُولٍ‏]
     
    خدایا! آنکه به تو معروف گردد، ناشناخته نیست،آنکه به تو پناه آورد، خوار و درمانده نیست،و آنکه تو، به او روی عنایت آوری برده دیگری نیست،
     
    إِلَهِی إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِکَ لَمُسْتَنِیرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِکَ لَمُسْتَجِیرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِکَ یَا إِلَهِی فَلا تُخَیِّبْ ظَنِّی مِنْ رَحْمَتِکَ وَ لا تَحْجُبْنِی عَنْ رَأْفَتِکَ
     
    خدایا! آنکه از تو راه را یافت، روشن شد و آنکه پناهنده تو شد، پناه یافت،خداوندا! من به تو پناه آورده‏ام، از رحمت‏خویش مایوس و محرومم مساز و از رافت و مهربانیت محجوبم مگردان.
     
    إِلَهِی أَقِمْنِی فِی أَهْلِ وَلایَتِکَ مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّیَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِکَ
     
    خداوندا! در میان اولیاء خویش، مرا مقام کسی بخش که آرزوی محبت افزون‏تر تو را دارد.
     
    إِلَهِی وَ أَلْهِمْنِی وَلَها بِذِکْرِکَ إِلَی ذِکْرِکَ وَ هِمَّتِی فِی رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِکَ وَ مَحَلِّ قُدْسِکَ
     
    خدایا! مرا شیفته یاد خود ساز و همتم را در نشاط دستیابی به نامهایت و قرارگاه عظمت و قدست قرار بده.
     
    إِلَهِی بِکَ عَلَیْکَ إِلا أَلْحَقْتَنِی بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِکَ وَ الْمَثْوَی الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِکَ فَإِنِّی لا أَقْدِرُ لِنَفْسِی دَفْعا وَ لا أَمْلِکُ لَهَا نَفْعا
     
    خداوندا! تو را به خودت سوگند، که مرا به جایگاه اهل طاعتت‏برسان و به منزلگاه شایسته و پسندیده خویش، رهنمون باش، که من، نه می‏توانم شری را از خویش دور سازم و نه سودی به خویش رسانم.
     
    إِلَهِی أَنَا عَبْدُکَ الضَّعِیفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوکُکَ الْمُنِیبُ [الْمَعِیبُ‏] فَلا تَجْعَلْنِی مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَکَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِکَ
     
    کردگارا! من، بنده ناتوان و گنهکار توام و برده عیبناک تو، که بسویت آمده‏ام. پس مرا از آنان مگردان که چهره لطف خویش از آنان برگردانده‏ای و اشتباهاتشان حجاب بخشایش تو گشته است.
     
    إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّی تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَی مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ
     
    خدایا! مرا کمال گسستن از غیر و پیوستن به خودت عطا کن‏دیده دلهایمان را با فروغ نگاه به خود، روشن سازتا دیده‏های بصیرت دل، حجابهای نور را از هم بر درد و به کانون عظمت‏برسد و جانهای ما آویخته درگاه عزت و قدس تو گردد.
     
    إِلَهِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِکَ فَنَاجَیْتَهُ سِرّا وَ عَمِلَ لَکَ جَهْرا
     
    خدایا! مرا از آنان قرار ده که ندایشان کردی، پاسخت گفتندو نگاهشان کردی، مدهوش جلال تو گشت،با آنان، راز گفتی و نجوا کردی، آشکارا برای تو کار کردند.
     
    إِلَهِی لَمْ أُسَلِّطْ عَلَی حُسْنِ ظَنِّی قُنُوطَ الْإِیَاسِ وَ لا انْقَطَعَ رَجَائِی مِنْ جَمِیلِ کَرَمِکَ
     
    خداوندا! هرگز نومیدی را بر حسن ظن خویش مسلط نساخته‏ام،و هرگز امیدم از کرم نیکو و زیبایت نگسسته است.
     
    إِلَهِی إِنْ کَانَتِ الْخَطَایَا قَدْ أَسْقَطَتْنِی لَدَیْکَ فَاصْفَحْ عَنِّی بِحُسْنِ تَوَکُّلِی عَلَیْکَ
     
    پروردگارا! اگر گناهان مرا در پیشگاه تو خوار و پست کرده، پس به سبب توکل و اعتماد نیکویم به تو، از من درگذر.
     
    إِلَهِی إِنْ حَطَّتْنِی الذُّنُوبُ مِنْ مَکَارِمِ لُطْفِکَ فَقَدْ نَبَّهَنِی الْیَقِینُ إِلَی کَرَمِ عَطْفِکَ
     
    آفریدگارا! اگر گناهان، مرا از لطف والای تو دور ساخته، اما یقین به کرم و عنایتت، آگاه و امیدوارم ساخته است.
     
    إِلَهِی إِنْ أَنَامَتْنِی الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتِعْدَادِ لِلِقَائِکَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِی الْمَعْرِفَةُ بِکَرَمِ آلائِکَ
     
    خدایا! اگر خواب غفلت، از آمادگی برای دیدارت، باز داشته، معرفت‏به نعمتهای ارجمندت، بیدارم داشته است.
     
    إِلَهِی إِنْ دَعَانِی إِلَی النَّارِ عَظِیمُ عِقَابِکَ فَقَدْ دَعَانِی إِلَی الْجَنَّةِ جَزِیلُ ثَوَابِکَ
     
    خداوندا! اگر عقوبت‏سنگین تو، به آتش دوزخم فرا می‏خواند، پاداش فراوانت، به بهشتم دعوت می‏کند.
     
    إِلَهِی فَلَکَ أَسْأَلُ وَ إِلَیْکَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ
     
    آفریدگارا! من از تو می‏خواهم و تنها به آستان تو دست نیاز برمی‏آورم و تو را خواستارم.
     
    وَ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِکْرَکَ وَ لا یَنْقُضُ عَهْدَکَ وَ لا یَغْفُلُ عَنْ شُکْرِکَ وَ لا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِکَ
     
    از تو می‏خواهم که بر محمد و دودمانش درود فرستی و مرا از آنان قرار دهی که همواره به یاد تواند و پیمان تو را نمی‏شکنند و از سپاس تو غافل نمی‏شوند و فرمانت را سبک نمی‏شمرند.
     
    إِلَهِی وَ أَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّکَ الْأَبْهَجِ فَأَکُونَ لَکَ عَارِفا وَ عَنْ سِوَاکَ مُنْحَرِفا وَ مِنْکَ خَائِفا مُرَاقِبا
     
    خدایا! مرا به فروغ نشاطبخش عزت خود بپیوند تا تنها شناسای تو باشم و از غیر تو روی برتابم و تنها از تو ترسم و بیم تو داشته باشم.
     
    یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما کَثِیرا.
     
    ای شکوهمند و بزرگوار! بر محمد و خاندان پاکش درود تو باد، و سلام بی‏پایان و بسیار.
  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۵۷۸۵
    • يكشنبه ۱۶ تیر ۹۲ - ۱۳:۴۸