دختران و پسران خانواده برتر

خانواده برتر مخصوص پسران و دختران

۱۸ مطلب با موضوع «کلامی از دوستان» ثبت شده است

فقط خودت می تونی خودت رو از تنهایی نجات بدی

ببینین همه ی آدم ها تنهان هر فرد فقط خودش می تونه به خودش کمک کنه و خودش رو از تاریکی بیرون بکشه بعضی از آدم های اطراف فقط برای منفعت خودشون هست که پیشت میان و دلداریت میدن، هیچ کس برای منافع کسی کاری انجام نمی ده ولی وقتی برای خودشون یه سودی داشته باشه همه ی حواسش به ما هست. 

حتی بعضی از خواهرها هم به نظرم همین جور هستن دیگه چه برسه به بقیه امّا این رو بدون مامانت همیشه خوبیت رو می خواد. 

شما تنها فردی نیستی که احساس تنهایی می کنی و هی دنبال ایراد گرفتن از خودت هستی که ببینی من چه ایرادی دارم که مورد توجه بقیه قرار نمی گیرم  بلکه اکثر افراد همین طور هستن. 

موقع هایی هم هست که بعضی از افراد غیر قابل اعتماد میشنن پیش مون و هی میگن من دوست دارم حاضرم بخاطرت این کار رو انجام بدم اون کار رو انجام بدم خلاصه این ها همه ش ادعاست.

فقط این رو یادتون باشه که نباید به هیچ کس به طور مطلق اعتماد کرد.

"خسته" با اندکی تغییر


  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۸
    • دوشنبه ۷ تیر ۰۰ - ۱۱:۰۷

    تنهایی وقتی به سراغ مون میاد که بهش فکر کنیم

    به نظرم تنهایی وقتی به سراغ آدم میاد که آدم خودش این فکر و تو سرش بندازه اگه ما به این فکر کنیم که خدا هست یا خودمون می تونیم بهترین دوست خودمون باشیم مثل اینکه با خودمون حرف بزنیم مشکلات مون رو تو کاغذ بنویسیم و اون ها رو حل کنیم و خودمون رو دوست داشته باشیم و خودمون رو قبول داشته باشیم که ما بهترینیم با هر ویژگی که داریم .

    مطمئناً به این نتیجه می رسیم که تنهایی هم می تونه خیلی خوب باشه این که به کارهامون فکر کنیم اینکه از آدم های سمی دور هستیم می تونیم هر کاری که آرزوش رو یا رویاشو‌ داریم‌ انجام بدیم می تونیم برای خودمون کتاب بنویسیم می تونیم تنهایی بریم بیرون لزوما نباید با چند نفر رفت بیرون خود من از تنهایی بیرون خجالت می کشم چون یه دخترم ولی به این باور رسیدم حرف مردم مهم نیست مهم اینه که این زندگی خودمونه به کسی ربطی نداره پس به این فکر کنیم خیلی ها میتوننن تنها باشن مهم اینکه از تنهایی مون به درستی استفاده کنیم و بدونیم پدرومادرمون‌ میتونن بهترین رفیق هامون باشن 

    "Nznin"
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱
    • دوشنبه ۷ تیر ۰۰ - ۱۱:۰۱

    خودتون رو بالاتر از بقیه ندونید چون باعث تنهایی تون میشه

    سلام 

    خدا رو شکر من احساس تنهایی نمی کنم من آدم اجتماعی هستم و دوستان زیادی دارم خودتون رو بالاتر از بقیه ندونید چون باعث تنهایی تون میشه.

    با دوستاتون خوب باشید تا باهاتون بمونن البته من یه کم اخلاق تندی دارم ولی دوستانم خیلی باهام صمیمی هستند پس بدونید دوستی که بخواد باشه حتی کاکتوس هم باشی پیشت می مونه سعی کنید یکی رو که مثل خودتون باشه پیدا کنید و باهاش رفیق بشید


  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰
    • دوشنبه ۷ تیر ۰۰ - ۱۰:۵۴

    چرا تنها های عالم هم دیگه رو از تنهایی در نمیارن ؟

    چرا باید همه با هم تنها باشیم چرا تنها های عالم هم دیگه رو از تنهایی در نمیارن

    یه چیزی بگم فقط خدا نیست که تنهاست ما ادمام تنهاییم و این تنهایی هم لازمه ما آدما یه عده تنهاییم که یه زندگی جمعی ساختیم و این طبیعیه . آدما با هم متفاوتن پس نباید توقع داشته باشیم که ما رو بفهمن .اگه بیشتر هم رو تحمل میکردیم انقدر تنها نبودیم .اگه خودمون رو با همه داشته و نداشته هامون دوست داشتیم همه چی حتی تنهایی مون برامون ارزشمند بود .
    قبلش که پیام های پست " چرا هیچ کس منو دوست نداره؟ " رو بخونم احساس مرگ داشتم از تحقیر و توهین جنگ اعصابی که با پدرم داشتم ولی وقتی نظرات رو خوندم با خودم گفتم حتما همه ما کسایی داریم حضورشون به همین شکل بهشته که وقتی نباشن میفهمیم .
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۶۶
    • جمعه ۱۲ مرداد ۹۷ - ۰۹:۰۴

    تنهای را در یک جمله معنی کنید

    سلام

    یه سوال از دوستان عزیز دارم .

    میشه هر یک تنهای را در یک جمله معنی کنید و بفرستید . ممنون میشم اینجوری بهتر و درست تر میشه راهنمایی کرد .

    " نازگل مهربان "

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۱۱
    • شنبه ۴ آذر ۹۶ - ۲۳:۲۶

    چرا کسی منو نمیفهمه

    سلام 

    منم تنهام تنها میفهمی یعنی چی تنهایی معنیش این نیست که کسی دور و برت نیست معنیش اینه که کسی نمیفهمه تو چی میگی مخصوصا اگه بچه اولم باشی دیگه هیچ هیشکی نمیفهمه چی میگی .
    برا بعضیام حرفات عین کدای دودویی میمونه 0 و 1 هر چی میگی نمیفهمه انتظار داره مستقیم بیای بهش بگی دلم گرفته هیچکس دوسم نداره آخه چرا منم غرور دارم .
    انتظار داره غرورمو زیر پا بذارم. غرورتو زیر پا میذاری دو روز بعد همون که باهاش حرف زدی همشو بر علیه خودت استفاده میکنه .هی دنیا ازت بریدم .فقط خود خدا میفهمه من چی میگم
    "امیر"
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۶۸۵
    • شنبه ۸ مهر ۹۶ - ۱۰:۳۱

    تنهایی خیلی مقدسه

    سلام

    تنهایی خیلی مقدسه البته از نظر من. :) . تجربه نشون داده که معمولا  آدم های خوب و مهربون همیشه تنهان. تنهان چون لاشی نیستن، چون دو رو نیستن و خیلی چیزای دیگه:) . و همین تفاوتشه که مهمه!

    چون تو اگه یه آدم بد باشی، مسلما دوستاتم مثل خودتن. و یه روز همون آدم های به ظاهر "رفیق" ترکت میکنن و تنهات میذارن. هیچ دوست خوب و پاکی نداری که  بدونی همیشه باهات میمونه. چون آدمهای خوب نمیتونن گرگ باشن چون یه چیزی دارن به نام وجدان… ولی اگر خوب باشی و تنها باشی میفهمی بقیع اون قدری ارزش ندارن که با تو باشن و اون موقع میفهمی که مشکل از تو نیست و از اوناس:)

    اگه دوستای خوبی دارین همیشه کنارشون باشین و قدرشونو بدونید. اگرم ندارید،بدونید که اولین دوستتون همیشه خداست و خدا خودش همیشه کنارتونه:)

    " Aylar  "

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۹۴
    • سه شنبه ۲۸ شهریور ۹۶ - ۱۴:۱۱

    چرا خدا منو طوری خلق کرد که هیچ وقت محبوب نبودم

    سلام

    من یه انسانم ولی توی این زندگی هیشکی منو به چشم یه انسان نگاه نمیکنه . منم دلم میخواست بابام باهام خوش رفتاری کنه . منم دلم میخواست بهم توجه کنن. مگه من چی کم دارم از اون رفیقم که اینقد زندگیش خوبه؟ مگه من خودم خواستم که همه چی اینجوری شه؟ مگه من هر شب این چیزا رو به خدا نمیگم . مگه هر شب به خاطرش عذاب نمیکشم؟ مگه خودمک به خاطرش تنبیه نمیکنم؟ خب چرا؟ شاید نزدیک هزار بار از خدا پرسیدم که چرا من رو اینجوری خلق کرده ، جوری که هیچ وقت محبوب نبودم .

    هیچ وقت کسی منو به دید یه آدم نگاه نکرد . جوری که همش تو سری خور و بد بخت بودم . آره دارم عقده هامو در میارم از دلم.مقاسه میکنم . زندگیمو با دوستم دوستی که شاید مثه من هیچ اراده ای نداشته از خلقتش .مگه من چه گناهی کرده بودم . ها ؟ ها  ؟ خدا میشنوی صدامو؟

    من تنهام خیلی تنها . موندم بین یه دو راهی که هیچ کس پشتم نیست . حتی والدینم . خب مگه من آرزو نداشتم ؟ مگه من دوست نداشتم یکی شبا قبل خواب بهم شب بخیر بگه؟  مگه من چه گناهی کرده بودم . آخه چرا کسی نباید حتی منو نگاهم کنه . بگه اهای مگه تو آدم نیستی؟ مگه قلبت پاک نیست؟ ساعت 3 نصف شبه . مثل هر شب اشک میریزم آروم ، یه گوشه که کسی نیست . منم و اون کسی که حواسش هیچ وقت به ما نبود و پشتمونو خالی کرد .

    یا علی

    " یه غریبه "

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۵۸
    • سه شنبه ۲۸ شهریور ۹۶ - ۱۴:۰۹

    تمرین تقویت اراده

    سلام

    یه راهکار هست که میشه با اون به جایی رسید که بتونیم به هر چیز بدی نه بگیم . یکی از مشکلات بعضی ها اینه که نمی تونن به گناهان جنسی نه بگن . مثلا کسی که معتاد به خودارضایی شده در مقابل اون نمی تونه مقاومت کنه و از خودش اراده ای نشون بده . گناهان دیگه هم همین طوره .

    از کجا شروع کنیم ؟

    از نه گفتن به خواسته های خیلی ساده میشه به ترک خودارضایی هم رسید . از همین الان شروع کنیم به بعضی از خواسته هامون نه بگیم .

    مثلا مامان براتون میوه آورده . اون چیزی رو که خیلی دوست دارید نخورید یا نصفش رو بدید به یکی دیگه !

    امشب از خیر دیدن سریال ...  بگذر و بذار بابا اخبار ساعت 9 شبکه ی 1 رو ببینه !

    از امشب نوشابه نخور !

    بخشی از پول تو جیبی خودت رو بنداز صندوق صدقات !

    ...


    دقت کنید که دارید تمرین می کنید از یک لذت بگذرید . از همین کارهای ساده شروع کنید .

    این مطلب رو هم بخونید : به چیز بدی علاقه دارم ، چکار کنم که رهاش کنم ؟


    شما هم اگه راهکاری دارید بگید تا همه استفاده کنیم . اگه تونستید یه نه بزرگ بگید جریانش رو تعریف کنید .


    بخش نظرات باز هستش .

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۶۲۲
    • دوشنبه ۸ ارديبهشت ۹۳ - ۱۹:۳۹

    لیوان را زمین بگذار...!

    استادی در شروع کلاس درس لیوانی پر از آب به دست گرفت.آن را بالا گرفت که همه ببینند.بعد از شاگردان پرسید : <به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟>

    شاگردان جواب دادند : <50گرم .100 گرم .150 گرم >

     

    استاد گفت : < من هم بدون وزن کردن نمی دانم دقیقا وزنش چقدر است. اما سوال من این است : اگرمن این لیوان آب را چند دقیقه همینطور نگه دارم چه اتفاقی خواهد افتاد ؟>

     

    شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد.

    استاد پرسید : <خوب اگر یک ساعت همینطور نگه دارم چه اتفاقی می افتد؟ >

    یکی از شاگردان گفت : دستتان کم کم درد میگیرد.

    استاد : <حق با توست .حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟>

    یکی از شاگردان جسارتا گفت : دست تان بی حس می شود.عضلات به شدت تحت فشار قرار می گیرند و فلج می شوند.و مطمئنا کارتان به بیمارستان خواهد کشید.

    و همه ی شاگردان خندیدند.

    استاد گفت : خیلی خوب است .ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟

    شاگردان جواب دادند :نه

    استاد : پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات میشود؟

    در عوض من چه باید بکنم؟

    شاگردان گیج شدند.یکی از آنها گفت :لیوان را زمین بگذارید.

    استاد گفت : دقیقا.مشکلات زندگی هم مثل همین است.

    اگر آن هارا چند دقیقه در ذهنتان نگه دارید اشکالی ندارد.اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید به درد خواهند آمد.اگر بیشتر از آن نگه شان دارید فلج تان می کنند  و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.

     

    فکر کردن به مشکلات زندگی مهم است.اما مهم تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب آن ها را زمین بگذارید.

    به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند و هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده ی هر مسئله و چالشی که برایتان پیش می آید برآیید!

     

    دوست من یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری...

    زندگی همین است !
                                                             در پناه خدای بزرگ...
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۶۲
    • جمعه ۱۸ بهمن ۹۲ - ۱۹:۳۷