دختران و پسران خانواده برتر

دختران و پسران زیر 18 سال

دختران و پسران خانواده برتر

دختران و پسران زیر 18 سال

توجه : به سوالات مربوط خواستگاری ، عقد و جلوتر ! پاسخی داده نمیشه
****
پسری که تو را دوست داشته باشد عریانت نمیکند بانو! لباس عروس بر تنت میکند....
***
رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏ آله :
عِفُّوا تَعِفُّ نِساؤُکُمْ؛ پاکدامن باشید تا زنانتان پاکدامن باشند.

امیرالمومنین علی علیه السلام :
کسی که دائما فکرش درگناهان دور میزند عاقبت مرتکب گناه می شود.
***
سلام
نظرات خصوصی قابل انتشار نیست . پس اگه می خواید طبق قوانین ، نظرتون منتشر بشه ، خصوصی پیام ندید .

به سهم خودم سعی دارم در این وبلاگ مطالبی برای آگاه سازی دختران و پسران وطنم قرار دهم . مطالبی که اکثرا دغدغه دختران و پسران است . مطالبی در مورد مسائل جنسی و رفتاری . مطالبی که هر دختر و پسر تا قبل از ازدواج باید بدانند . در این وبلاگ به سوالاتی جواب داده خواهد شد که معمولا دختران و پسران روی پرسیدن آن را از دیگران ندارند . شاید مسائلی که در این وبلاگ مطرح می شود برای شما خیلی ساده و پیش پا افتاده باشند ولی همین مسائل پیش پا افتاده از نظر شما ، برای خیلی های دیگر ناشناخته هستند . این وبلاگ در سایت سازماندهی به ثبت رسیده است .

استفاده از مطالب وبلاگ پسران و دختران خانواده برتر به هر نحو ممکن مجاز می باشد .
این وبلاگ دارای حداکثر 2 کد پاپ آپ می باشد .

جستجو
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل
تبلیغات
Bayanbox.ir صندوق بیان Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

وقتی که هیچ کس شبیه تو نیست 


خواننده : حامد زمانی

دانلود آهنگ برای کسانی که در حال ترک گناه هستند

حجم: 5.5 مگابایت

-------------------------------------------------------------------------------------------------

یکی انگار داره دل رو به یه جای غریبی می کشونه

اون که با چادر خاکیش گناه های همه رو می پوشونه

انگاری دست خودم نیست 

انگاری داره دلم  باز بهونه

چشم گریون مثل بارون

می چکن اشکای من دونه دونه

تا می خواد پا بذارم رو عهدی که بسته دلم توی حرم

یکی دستاشو میذاره دوباره مثل قدیما رو سرم

نمیذاره که دوباره من بمونم و دل در به درم


عمری این در و اون در زد این دل 

به همه جا سر زد این دل اما نشد

هر چی که بدی بود دیدم مادر 

خوشی بود چشیدم مادر 

در وا نشد

یا زهرا یه نگاه کنی تمومه همه ی غم و دردام

مادر به فدای اسمت جونم

همه ی عمرم مدیونم مدیون تو

کاشکی بخری این دل رو آخر

بذارن اسمم رو مادر ، مجنون تو

یا زهرا یه نگاه کنی تمومه همه ی غم و دردام

۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۳ ، ۱۸:۳۰
محسن نجفی

سلام

یه شبهه یا یه جور توقع در بین دوستان وجود داره که باید برطرف بشه . بنده یه فرد عادی هستم و دارای اطلاعاتی محدود . لطفا این انتظار رو نداشته باشید که بتونم در مورد هر سوالی اظهار نظر کنم . اگه به سوال شما جواب ندادم به منزله اهمیت نداشتن سوال شما نیست . دلیلش این که در اون زمینه اطلاعات قابل ارائه ای ندارم . 

***************

* لطفا قبل از پرسیدن سوال جستجو کنید یا از بخش موضوعات استفاده بفرمائید .

* لطفا لطفا لطفا ... در مورد مسائل بعد از عقد در این جا سوالی طرح نفرمائید چون ترتیب اثر داده نمیشه . تصمیم جدید اینه که فقط به مسائل قبل از عقد بپردازیم .

برای جواب گرفتن ابتدا به همون جایی که سوال پرسیدید مراجعه کنید . گاهی جواب سوال شما کوتاه هستش و امکان ایجاد یک پست جداگانه وجود نداره .

موفق باشید

 

دانلود مقالات و سوال و جواب ها در ادامه مطلب :

 

۶۸ نظر موافقین ۶ مخالفین ۱ ۰۸ بهمن ۹۲ ، ۱۶:۴۸
محسن نجفی

گفتگوی آزاد 4

۹۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۵۳
محسن نجفی

سلام عرض شد خدا قوت  

هی کاش تو این سایت به درد دل منه فلک زده ام جواب میدادید من با خودم و عشق به خدا درگیرم!!!!!!! عقلم سرجاشه دلم خل وچله!!! دارم از دوری خدا دق میکنم مسخرس ولی میشینم مثل معشوقا قربون صدقه خدا میرم دست خودمم نیس چه خاکی تو سرم بریزم ؟

من فقط منتظرم بمیرم با سر برم اون دنیا پیش خدا تو بغل خدا به ارامش برسم من بگم خدا جون اون بگه  جان عزیزم!!!!!

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۳ ، ۰۸:۴۴
محسن نجفی

سلام

من میخواستم یکم باهاتون درد و دل کنم و شما هم منو راهنمایی کنید

من یه دختر 18 ساله ام که از دنیا بریدم از خانواده از همه بریدم راستش از دست کارای مادر پدرم خسته شدم مادرم اصلا منو درک نمیکنه منم زیاد باهاش راحت نیستم یعنی نمیتونم زیاد باهاش حرف بزنم پدرمم که کلا هیچی حالا تنها دلخوشی من شده یه پسر ، پسری که نمیدونم اون نسبت به من چه حسی داره در صورتی که من خیلی دوسش دارم .

حالا من چیکار کنم بعضی وقتا میگم خودکشی کنم ولی بعدش دست و دلم میلرزه

خسته شدم تو رو خدا بگید من چیکار کنم

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۳ ، ۰۷:۱۸
محسن نجفی

سلام

نمیدونم از کجا شروع کنم من 18 سالمه یک سالی بود از دختر عموم خوشم اومده بود ولی نه من اهل رابطه بودم نه اون.

اینم بگم که ما یه شهریم اون ها یه شهر دیگه از هم دوریم.

بعد از گذشت چند وقت دل رو زدم به دریا ابراز علاقه کردم درکمال تعجب اون هم مثل من بود ولی میترسید... بعد از شش ماه عموم از این داستان خبر دار شد گوشی دخترشو گرفت و تو قیف شد الان چند وقتی از اون داستان گذشته واقعا دوسش دارم حتی داییم خواستگاری هم کرد ولی زن عموم مخالفت کرده..

الانم هم که من هرروز افسرده تر از قبل میشم نمیدونم چکار کنم.نمیدونم شاید کار من اشتباه بوده یا شایدم نمیدونم......

خواهشا راهنمایی کنید...... خیلی حالم بده.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۳ ، ۰۷:۱۱
محسن نجفی

سلام

یکی از آشناها  ازم خواست که در مورد دختر خانومی بپرسم ببینم چه طور شخصیتی داره تا بعدش بره خواستگاری، راستش منم پرسیدم حرف های خوبی در موردش نگفتن، منم به ایشون گفتم که هر چی شنیدم و بهتون میگم، حالا منصرف شدن از خواستگاری رفتن، خب حالا من عذاب وجدان دارم که نکنه مانع کار خیری شدم، به نظرتون اشتباه کردم واقعیت هارو.گفتم؟

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۳ ، ۰۶:۲۷
محسن نجفی

هیچی بدتر از این نیست که مادرت ماما باشه و تو ندونی که پرده بکارت اصلا چی هست ، به خاطر یه کنجکاوی مسخره و بچگانه انگشتتو فرو کنی تو واژنت بدون قصد خودارضایی یا هرکوفت و زهر مار دیگه ای، نه خونی بیاد و نه دردی حس بشه و تو فک کنی که چیزی نیست،که هیچ اتفاقی نیفتاده و تکرار کنی،بعد ...، تو سن 14 سالگیت ،توی اوج دوران بلوغ و حساسیت روحیت، توی یه روز معمولی، با خنده وارد جمع دوستات بشی و توی صحبتشون شریک شی...، یهو یکیشون شروع کنه راجع به یه چیز ناشناخته توی بدن دخترا که تاحالا روحتم ازش خبر نداشته حرف بزنه، بعد بگه: که اونایی که پرده بکارت ندارن هرزه هستن و هیچکس باهاشون اذدواج نمیکنه،و بعد همه به نوبت داستانایی تعریف کنن که توشون یه دختر پرده بکارتشو از دست داده و بدبخت شده،بعد تو یهو رنگت بپره و زبونت بند بیاد، بعدش مجبور باشی که به لبخند زدن ادامه بدی در حالی که با هر لبخندت یه قسمت از ایندت جلو چشات نابود میشه،بعدش بری خونه و مجبور باشی به مادرت به همون چشمی نگاه کنی که تا همین دیروز نگاه میکردی و بعد از اینکه غذات تموم شد از سر میز بلند شی و متوجه بشی که از همه ی اجناس مذکر به اضافه ی مادرت متنفری،بعدش افسردگی حاد بگیری و دو سال تمام به جز مدرسه پاتو بیرون از خونه نزاری،هرچی عکس پرده بکارت بوده و نبوده رو نگاه کنی و بفهمی که تو مثل هیچکودومشون نیستی،بعد تصمیم بگیری که خودتو گم و گور کنی که ابروی خواهرت نره،بعد یه ماه بعدش توی دفتر خاطرات خواهرتو بخونی که نوشته ازت تا حد مرگ متنفره،بعد زندگیتو تو اینترنت خلاصه کنی و پدرت برای اینکه ایندت خراب نشه اینترنتو قطع کنه و تو بمونی و چارتا دیوار اتاقت و همه هم به چشم یه احمق بی مصرف نگات کنن...

خلاصه که اگه پسرین دارین عشق دنیا رو میکنین اگرم که دخترین برین خارج و توی این جامعه بیمار ایرانی جماعت نمونین.توی جماعتی که 90 درصد دختراش از پشت کارشونو میکنن تا پردشون سالم باشه و پسراش دنبال دختر های پاکی هستن که پرده دارن.

من نمیدونم دقیقا تا چند روز دیگه زنده باشم و کی وقت مناسب پیش میاد که همه رو راحت کنم ولی امید وارم این اخر عمری یه فایده ای داشته باشم.

۱۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۳ ، ۱۹:۳۵
محسن نجفی

سلام

من وقتایی که میرم دستشویی هنگامی که آب با بدنم برخورد میکنه احساس خاصی بهم دست میده که تا چند ثانیه تنم رو میلرزونه .

آیا این خود ارضاییه ؟ غسل خود ارضایی به چه شکل صورت میگیره ؟


پاسخ :

سلام

سعی کنید از آب گرم استفاده نکنید .

در صورتی که احساس لذت می کنید و عمدا کاری می کنید که چنین حالاتی به شما دست بده قطعا خودارضایی هستش . ولی اگه نمی خواید و ناخواسته این طوری میشید گناه خودارضایی برای شما نوشته نمیشه . هر چند همون ضرر های خودارضایی رو داره .

پس به فکر راه جایگزین باشید که یکیش همون عدم استفاده از آب گرم هستش . 

و اما این که غسل برای شما واجب میشه یا نه باید نظر مرجع تقلید خودتون رو جویا بشید . 

آقایانی مثل آیت الله خامنه ای و آیت الله مکارم معتقدند "در صورتی غسل واجب میشه که دختر به اوج لذت جنسی برسه و در اون حال آبی از اون خارج بشه . به صرف سست شدن بدن غسل واجب نیست و باید سایر شرایط رو هم داشته باشه . "

در هر صورت نظر مرجع تقلید خودتون رو جویا بشید

موفق باشید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۳ ، ۱۷:۳۷
محسن نجفی

سلام

یه سوال دختر خانوما داشتم،ممنون میشم جواب بدین

به نظر شما یه پسر که تو نوجوونی دوست دختر داشته و اون رو خیلی دوست داشته ولی بعدش کلا توبه کرده و چند سالیه که حتی طرف ارتباط با نامحرم هم نرفته پسر پاکیه؟ شما میتونید به علاقش اعتماد کنید وقتی که رسما میاد خواستگاری؟؟؟

و سوال دیگم اینه که همچین پسری باید به شما بگه که تو 17-18 دوست دختر داشته؟

اگه نگه و شما بعدا بفهمی چه واکنشی نسبت بهش داری؟؟

پیشاپیش ممنونم از جوابهاتون

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۴۴
محسن نجفی

سلام

من الآن ۱۷سالمه تا به حال با جنس مخالف زیاد رابطه برقرار نکردم یعنی میتونم بگم اصلا خیلی به جنس مخالف علاقه دارم نه از  لحاظ جنسی از نظر لطافت و ناز بودن و از همه جهت .

اما نمیدونم چطوری رابطه برقرار کنم میتونم بگم چون هیچ وقت تا حالا نشده تا یک ساعت تو یه جلسه مکالمه داشته باشم با نه با اقوام با غریبه ها هم که اصلا مکالمه نداشتم تو فامیل هم  دو سه تا دختر هم سن داریم که همشون شهرستانن با بزرگتر از سن خودمم زیاد نشده مکالمه داشته باشم از این لحاظ احساس تنهایی میکنم میشه در این مورد راهنمایی ام کنید این موضوع خیلی منو میرنجونه باید بگم خواهر هم ندارم

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۳ ، ۲۳:۰۴
محسن نجفی

آقا محسن توضیحاتت درست اما من و خیلیای دیگه با قسمتی از حرفاتون مخالفیم.

عزیز من خودم میشناسم کسایی رو که با عشق رابطه شروع کردند و بدون هیچ رابطه بدی ادامه داند بعد هم ازدواج کردند و الان خوشبختند.

خدا نمیخواد بندش ازش غافل باشه..بنده عاقل میگه خب باشه من میخوام ازدواج کنم خودم همسر ایندمو انتخاب میکنم اول مدتی باهاش اشنا میشم(فقط اشنایی و دوستی ساده بدون هیییییچ ارتباط بد حتی حرف بد)بعدش هم اگه مناسب هم بودیم با هم ازدواج میکنیم اگه هم نه که هردو منطقی رابطه رو تموم میکنیم و فکر کسی که مناسبمون باشه میگردیم(منظورم از این حرف این نیست که هر هفته با یکی باشه ها!!اگه متوجه نشدین حرفمو دوباره بخونید)

اقای نجفی عزیز باید بتون بگم که ازدواج با کسی که مامانم انتخاب میکنه نه برا من و نه برا خیلی جوونای مثل من راضی کننده نیست...ینی چی یه دفه مامانم بگه یه دختر دیدیم برات بریم خواستگاری؟؟

نزدیک ترین مثالش برادر خودم که همینطوری ازدواج کرده..چند وقت ژیش که باهاش حرف میزدم میگفت من نفهمیدم عشق چیه میگفت خانممو دوست دارم اما معنی عشقو درک نکردم...

به نظر من اون رابطه ای غلطه که پسر یا دختر هر دفعه با یکی هستند و هر چندماه یه بار دوستشونو عوض میکنن..اینا ادمای کثیفین ما هم قبول داریم اما من نوعی رابطه هایی که با عشق شروع میشه به ازدواج میرسه و با خوشبختی زندگیشون ادامه پیدا میکنه و در عین حال هردو مذهبین و به زندگیشون میرسن رو خیلی دوست دارم

اگه دو نفر همو واقعا دوست داشته باشن میتونن تا قبل ازدواج خیلی خیلی کم و سنگین حرف بزنن اما رابطشون باشه تا همو از دست بدن

واقعا زندگی با عشق واقعی(نه عشق هوس آلود و کثیف)خیلی خیلی قشنگتر از چیزی که شما فکر میکنید میشه.عشق عشقه حالا میخواد چندسال قبل ازدواج به وجود بیاد میخواد موقع ازدواج میخواد بعد ازدواج

هرکس هرموقعی عشقشو پیدا کرد(اون چیزی که به زندگیش معنی تازه ای میده)بهش بچسبه و برا رسیدن بهش بجنگه

اقای عزیز رابطه دختر و پسر چیزیه که تو جامعه اومده و هیچ کاری نمیشه کرد...شما هم به جای اینکه جوونارو بکنی تو قفس بشون روش پرواز یاد بده..مطمین باش یه پرنده ماهر بهتر یه پرنده ازاد ولی بدون هیچ مهارتی میتونه زندگی کنه.

من احتمال میدم شما و امثال شما ذهنای غیر قابل انعطافی داشته باشین البته ببخشید اینو میگم اخه تاحالا هیچکدوم از شماها رو ندیدم که قتی بحث منطقی پیش بیاد جواب منطقی بدین..فقط میگید این کار حرام است خلاص!!!!!

من و همه کسانی که مثل من فکر میکنن خدارو قبول داریم،نماز میخونیم،قرآن میخونیم و میدونیم هیچ حکم خدا وپیامبر بی دلیل نیست

حرف من اینه که شما اگه دلیل رو پیدا کنی خیلی مشکلات حل میشه اما حیف...

خیلی وقت بود میخواستم این حرفا رو به مدیر سایت بزنم

امیدوارم موفق باشین

در پناه حق

۱۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۳۳
محسن نجفی

سلام

من تقریبا پسر مومنی هستم هیئت میرم کلاس مهدویت جلسه قران ، اما تو خوندن نماز تنبلیم میکنه لطفا راهنماییم کنید بچه ها شما ها هم نظرتتون رو بدین

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۲۱
محسن نجفی

سلام

17 سالمه یه دوست دختر دارم که 1 سال از من کوچیکتره

به خدا به خدا به خدا رابطه ی کثیفی بینمون نیست. حتی حرف زشتم نزدیم یه بار هم تماس بدنی از کوچیکترین نوعش هم نداشتیم...اصلا خیلی از من دوره...چندین بار تست کردم که رابطمون از رو هوسه یا دوس داشتن واقعا از رو دوست داشتنه

الان خیلی رابطمو کم کردم مثلا هفته ای یه بار حرف میزنیم تا به درسمون لطمه نخوره..اما نمیتونیم ترک کنیم چون واقعا خیلی همدیگه رو دوست داریم

میدونم رابطم اشتباهه اما نمیتونم ترکش کنم بعدشم مطمنم نه من میتونم دختری رو مثل اون دوست داشته باشه باشم و نه هیچ دختر دیگه ای میتونه اندازه اون منو دوست داشته باشه

چند بار به فکر ازدواج تو چند سال اینده به سرم خورده اما از نظر خانوادگی خیلی تفاوت داریم و اونم خیلی از من دوره (یه شهر دیگه )

به نظر شما چیکار کنم؟؟

(در ضمن من اهل هیچ گونه خود ارضایی و از این کثیف بازیا نیستم و فقط به محبت فکر میکنم )

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۳ ، ۲۲:۲۶
محسن نجفی

سلام تو رو خدا به این سوالم هم جواب بدید

من تا حالا با هیچ پسری دوست نشدم 

ولی جدیدا حرفایی مثل دوستی به قصد ازدواج و دوست شو فقط به عنوان دوست تا جنس مذکر رو بشناسی داره خامم میکنه

میدونم دوستی تحت هر هدفی خوب نیست میشه شما که بزرگتر هستین برادری کنی با دلایل عقلانی این دو نوع دوستی رو برام رد کنی 

میترسم تو دام بیفتم

تو رو خدا کمکم کنید

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۳ ، ۰۸:۱۷
محسن نجفی

سلام من خیلی ناراحتم از خودم بدم میاد دارم افسرده میشم تو رو خدا یه راه جلو پام بزارید

من اصلا خودارضایی فیزیکی نداشتم و ندارم  حتی به خودم جز در مواردی که واجب باشه دست نمیزنم

ولی ...

ببنید من 20 سالمه بعضی وقتا افکاری میاد تو سرم که اون لحظه نمیتونم بهشون فکر نکنم نمیتونم ازشون خودمو رها کنم دروغ چرا اعتراف میکنم ازشون لذت هم میبیرم

گاهی مثلا دو ماه یه بار حالم بد میشه یه طوری میشم یه طوری که حتما باید برم تو اینترنت و داستان س ک س ی بخونم میترسم این دو ماه یه بار بشه ماهی یه بار بعدم بشه هفته و روز

باور کنید بعد خوندن اون داستانا یا بعد از تصور اون افکار دلم گریه میخواد ناراحت و افسرده میشم ولی چیکار کنم نمیتونم جلو خودمو بگیرم

تو رو خدا بگید چی کنم

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۳ ، ۰۸:۱۵
محسن نجفی

درد دلم رو با دقت بخوانید و راهنماییم کنید

 با عرض سلام و خسته نباشی 

من هر وقت می خوام درس بخونم حس شهوت میاد سراغم 

شما فرمودید که این حس حداکثر تا 10 دقیقه میاد سراغمون 

بنده چه کنم؟ چند بار وسط درس برم بدوم فیلم نگاه کنم با دوستم مشغول صحبت بشم و موقعی که بر گردم باز همون آش و همون کاسه 

حتما می فرمایید که برم تو جمع درس بخونم یا بلند شم برم نمازی بخونم 

اما راه اول نشد راه دومم که بنده نماز ها مو سعی می کنم در اکثر اوقات اول وقت بخوانم که نمی گم تاثیر نداره اما برا من نمیشه رو من تاثیر نداره 

من ترم 2 دانشگاه هستم و خودتون می دونید که حجم درس ها زیاد میشه مثلا دروسی مثل معادلات  ریاضی و استاتیک و....و و دانشجو بودن که باید رفت دنبال علم و تحقیق و ...

و اضطراب من هم زیاد تر و تمرکز روی درس هم کم . من که معدلم تا پیش دانشگاهی بالای 19.5 بوده الان فقظ هدفم رفته روی پاس شدن .

و داغون داغونم آرامش لازم دارم ارامششششششششششششششش

میگن برا ازدواج باید درس بخونی تا بتونی کار پیدا کنی خوب آیا برا کار به معدلت نگاه نمی کنن ؟حالا بعدش 2 سال سربازی بعدشم اگر کار گیرت بیاد 

من دیگه دارم داغون میشم (داغون شدم ) 

اصلا تمایلی به زندگی ندارم 

به نظر شما درسو ول کنم برم سر کار و از حمالی شروع کنم تا بتونم ازدواج کنم یا برم قم ظلبه بشم و مث این ظلبه ها زود زرنگی در بیارمو زن بگیرم ؟

چه کنم نظرتون چی؟

حتما می خواین بگید دنیا محل آزمایش و تحمل کن و استعینو بالصبر والصلوه و مثل کربنی باش که انقدر فشار تحمل کرده و شده الماس و از این جور چیزا 

باید خدمتتون عرض کنم (اگر خدا قبول کرده باشه ) بنده از سه سال پیش از تکلیفم نماز رو شروع کردم و روزه رو کامل می گرفتم و تا الان ادامه دارد و تاثیراتی بر من گذاشته تونستم زبانم رو کنترل کنم کظم غیظ کنم متواضع بشم و تکبرم رو ریخته دور  اما در ترک خود ارضایی هیچ تا ثیری نگذاشته دیگه دارم به ایمانم بد بین میشوم (من نه دوست دختر داشتم نه به دختر های دانشگاه نگاه نمی کنم و ارتباطی هم ندارم و اصلا به نا محرمم نگاه نمی کنم )

کمکم کنید چه کار کنم برم خودمو به تیمارستان معرفی کنم ؟؟؟؟؟؟؟

من نخوام از طریق این تمایلی که خدا در من قرار داده به قرب الهی برسم باید کیو ببینم ؟ خوب میگین این غریزه برا تولید مثل قبول      

ولی من که عقیمم (مشکل از خود ارضایی نیست از مادر زادی بوده) کدوم دختری حاضر زن من بشه؟ مگه اون دختر نمی خواد مادر بشه مگه ارزوش مادر بودن نیست ؟ 

من با ای حرف ها نمی خوام بهونه داشته باشم برا خود ارضایی اما بنده نیاز به یک همدم ندارم؟ 

با تشکر از زحمات شما مرا راهنمایی کنید با تشکر 

و من الله توفیق


پاسخ :

سلام

قبل از هر تصمیمی ابتدا آرامش خودتون رو حفظ کنید . در این شرایط اگه تصمیمی بگیرید احتمال این که بعدا پشیمون بشید خیلی زیاده . 

ابتدا به این سوالات جواب دید :

1 - چند وقته که سعی می کنید اون ده دقیقه ها رو عملی کنید ؟

2 - افکار جنسی هم سراغتون میاد ؟

3 - آقا اهل دیدن تصاویر تحریک کننده بودید ؟ اگه بله چه مدت ؟ 

4 - سرعت درس خوندن شما آرومه یا تند ؟

5 - چه مدت هست که نماز هاتون رو سر وقت می خونید ؟

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۹۳ ، ۲۲:۴۱
محسن نجفی

مونا :

سلام

از سن 8 سالگی خود ارضایی رو شروع کرده بود و تا الان که 15 ساله هستم ادامه داشته چندین باد خواستم ترکش کنم اما نتو نستم حالم واقعا از خودم به هم می خوره لطفا کمکم کنید اول این که مو خوام بدون این مدت طولانی ممکنه با عث بچه دار نشدنم در آینده بشه؟ آیه به پرده بکارتم آسیب زده؟ من چی کار کنم تا ترکش کنم این رو هم بگم که من فیلم یا عکس یا این چیز ها رو کلا ترک کردم ذکر گفتن و این  چیزا هم تاثیری نداشته لطفا کمک کنید و می خوام بدونم راهی برای جبران ضرر هایی که خود ارضایی به بدنم وارد کر ده هست؟

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۳ ، ۲۲:۲۷
محسن نجفی

بهترین سن برای ازدواج پسران چه زمانی است!! ؟؟مسما بعضیا میگن وقتی از لحاظ اقتصادی تامین بشی که در اون صورت میشه حکایت همینا که سنشون میره 30 سال هنوز ازدواج نکردن و بعضیا هم میگن بعد خدمت!! اما میخواستم بدونم از لحاظ زمانی پسرا تو چه سنی ازدواج کنند خوبه!!؟؟

۲۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۳ ، ۰۵:۳۲
محسن نجفی

من یه دختر 15 ساله ام حالم ازخودم بهم میخوره تا حالا فکر میکردم که کسایی که دوست پسر دارن و .. خیلی خوشبختن.

من دختری بودم که نمیذاشتم حتی یه تار موهام معلوم بشه ولی الان به راحتی موهامو بیرون میزارم و این دست خودم نیس .

من یه دفعه با یه پسر دوس شدم و بعد از قطع ارتباطم دوستای اون پسره شماره ی منو برداشته بودن و مجبورم کردن باهاشون دوس شم. ولی با یه پسر در حد لب رابطه داشتیم نمیدونم چیکار کنم نه عذاب وجدان راحتم میزاره و نه این پسرا

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۳ ، ۰۵:۲۷
محسن نجفی

گفتگوی آزاد 3


ادامه ماجرا در گفتگوی آزاد 4


بخش نظرات بسته میشه

۱۲۳۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۳ ، ۱۷:۱۹
محسن نجفی

سلام به همه دوستان

من چند وقتی که عاشق یه دختری شدم حدودا یک ساله ولی نمیتونم بهش بگم چون همسایمون و ۴ سال از من بزرگتره واقعا خسته شدم از این وضیعت از درسو مشق افتادم و نمیتونم درس بخونم و خیلی افسرده شدم

به پدر و مادرم هم گفتم ولی اونا مخالفن چون از من بزرگتره ومن تو سن ازدواج هم نیستم که بخواهم ازش خواستگاری کنم من از نظر هیکل نسبت به همسن های خودم خیلی بزرگترم و هر کی منو میبینه فکر میکنه سن من حداقل ۲۰سال هست ولی من سنم کمه واقعا نمیتونم بهش بگم لطفا به من کمک کنید

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۳ ، ۲۳:۰۷
محسن نجفی