دختران و پسران خانواده برتر

دختران و پسران زیر 18 سال

دختران و پسران خانواده برتر

دختران و پسران زیر 18 سال

توجه : به سوالات مربوط خواستگاری ، عقد و جلوتر ! پاسخی داده نمیشه . برای مشورت گرفتن در مورد مسائل مربوط به ازدواج به وبلاگ khbartar.blog.ir مراجعه کنید .
****
پسری که تو را دوست داشته باشد عریانت نمیکند بانو! لباس عروس بر تنت میکند....
***
رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏ آله :
عِفُّوا تَعِفُّ نِساؤُکُمْ؛ پاکدامن باشید تا زنانتان پاکدامن باشند.

امیرالمومنین علی علیه السلام :
کسی که دائما فکرش درگناهان دور میزند عاقبت مرتکب گناه می شود.
***
سلام
نظرات خصوصی قابل انتشار نیست . پس اگه می خواید طبق قوانین ، نظرتون منتشر بشه ، خصوصی پیام ندید .

به سهم خودم سعی دارم در این وبلاگ مطالبی برای آگاه سازی دختران و پسران وطنم قرار دهم . مطالبی که اکثرا دغدغه دختران و پسران است . مطالبی در مورد مسائل جنسی و رفتاری . مطالبی که هر دختر و پسر تا قبل از ازدواج باید بدانند . در این وبلاگ به سوالاتی جواب داده خواهد شد که معمولا دختران و پسران روی پرسیدن آن را از دیگران ندارند . شاید مسائلی که در این وبلاگ مطرح می شود برای شما خیلی ساده و پیش پا افتاده باشند ولی همین مسائل پیش پا افتاده از نظر شما ، برای خیلی های دیگر ناشناخته هستند . این وبلاگ در سایت سازماندهی به ثبت رسیده است .

استفاده از مطالب وبلاگ پسران و دختران خانواده برتر به هر نحو ممکن مجاز می باشد .
این وبلاگ دارای حداکثر 2 کد پاپ آپ می باشد .

جستجو
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل
تبلیغات
Bayanbox.ir صندوق بیان Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۳۰ فروردين ۹۴، ۰۳:۱۶:۴۲ - مرد
    چی بکم

وقتی که هیچ کس شبیه تو نیست 


خواننده : حامد زمانی

دانلود آهنگ برای کسانی که در حال ترک گناه هستند

حجم: 5.5 مگابایت

-------------------------------------------------------------------------------------------------

یکی انگار داره دل رو به یه جای غریبی می کشونه

اون که با چادر خاکیش گناه های همه رو می پوشونه

انگاری دست خودم نیست 

انگاری داره دلم  باز بهونه

چشم گریون مثل بارون

می چکن اشکای من دونه دونه

تا می خواد پا بذارم رو عهدی که بسته دلم توی حرم

یکی دستاشو میذاره دوباره مثل قدیما رو سرم

نمیذاره که دوباره من بمونم و دل در به درم


عمری این در و اون در زد این دل 

به همه جا سر زد این دل اما نشد

هر چی که بدی بود دیدم مادر 

خوشی بود چشیدم مادر 

در وا نشد

یا زهرا یه نگاه کنی تمومه همه ی غم و دردام

مادر به فدای اسمت جونم

همه ی عمرم مدیونم مدیون تو

کاشکی بخری این دل رو آخر

بذارن اسمم رو مادر ، مجنون تو

یا زهرا یه نگاه کنی تمومه همه ی غم و دردام

۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۳ ، ۱۸:۳۰
محسن نجفی

سلام

یه شبهه یا یه جور توقع در بین دوستان وجود داره که باید برطرف بشه . بنده یه فرد عادی هستم و دارای اطلاعاتی محدود . لطفا این انتظار رو نداشته باشید که بتونم در مورد هر سوالی اظهار نظر کنم . اگه به سوال شما جواب ندادم به منزله اهمیت نداشتن سوال شما نیست . دلیلش این که در اون زمینه اطلاعات قابل ارائه ای ندارم . 

***************

* لطفا قبل از پرسیدن سوال جستجو کنید یا از بخش موضوعات استفاده بفرمائید .

* لطفا لطفا لطفا ... در مورد مسائل بعد از عقد در این جا سوالی طرح نفرمائید چون ترتیب اثر داده نمیشه . تصمیم جدید اینه که فقط به مسائل قبل از عقد بپردازیم .

برای جواب گرفتن ابتدا به همون جایی که سوال پرسیدید مراجعه کنید . گاهی جواب سوال شما کوتاه هستش و امکان ایجاد یک پست جداگانه وجود نداره .

موفق باشید

 

دانلود مقالات و سوال و جواب ها در ادامه مطلب :

 

۷۸ نظر موافقین ۶ مخالفین ۱ ۰۸ بهمن ۹۲ ، ۱۶:۴۸
محسن نجفی

سلام من 20 سالمه از 16 سالگی خودارضایی میکردم ولی خیلی احساس ناراحتی میکنم چند بار تصمیم گرفتم ترکش کنم ولی نمیتونم. چون وقتی تو خونه بیکار هستم وسوسه میشم که برم سراغ  عکس و یا فیلم های سکسی.

هرکاری میکنم جلو خودمو نمیتونم بگیرم ازتون خواهش میکنم کمکم کنید. یه سوال دیگه هم دارم خیلی هم به رابطه جنسی فکر میکنم و خیلی زود تحریک میشم و آلتم خیلی زود سفت میشه..و خیلی هم لاغر هستم هر کاری میکنم چاق نمیشم این لاغری من ربطی به خودارضایی داره یا خیر. خواهش میکنم کمکم کنید به کمک شما نیاز دارم خیلی هم احساسی بدی دارم.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۴۴
محسن نجفی

سلام

من یه مشکلی دارم که نیازمند راهنماییتون هستم. من با کسی دوستم ک فوق العاده دوسم داره اوایل ازم سکس میخواست اما قبول نکردم  و بهش یه جورایی فهموندم که اهلش نیستم .

اما اون بعد اینکه دید قبول نکردم ترکم نکرد و بیشتر از قبل دوسم داره. حالا مشکلم اینه که چون اوایل بهم پیشنهاد داده ذهنیتم نسبت بهش منفی شده. کمک کنین لطفا


پاسخ : 

سلام

حق دارید نگران باشید . این نگرانی رو تا زمانی که رسما به خواستگاری شما نیومده به همراه داشته باشید . کلا دوستی قبل از ازدواج مانع بزرگی برای انتخاب درست محسوب میشه . حتی موقعیت بهتر ازدواج رو از شما میگیره . چون وقتی با اون دوست هستید اولا خودتون از سر دلسوزی خواستگارهای بهتر رو رد می کنید یا این که وقتی کسی خواهان شما باشه و بعد از تحقیق بفهمه دوست پسر دارید کنار میکشه . در حالی که این دوستی معلوم نیست به ازدواج ختم بشه یا نه .

این دوستی ها شما رو در نظر همدیگه بی عیب و نقص جلو میده یا این که عیب های همدیگه رو کم اهمیت می دونید . ولی بعد از ازدواج همین کم اهمیت ها باعث جدایی میشن .

پیشنهاد بنده اینه که بهش بگید ادامه این رابطه رو هر وقت شرایط ازدواج کردن براتون فراهم شد و اومدید خواستگاری ادامه بدیم . تا اون زمان خداحافظ . البته اگه ازدواج نکرده بودم .

می دونم این راهکار براتون عجیب یا غیر قابل قبول ممکنه باشه ولی بنا به تجربیاتی که دارم بهترین کار ممکن در حال حاضر برای شما همینه .

موفق باشید

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۳۵
محسن نجفی
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۴ ، ۰۸:۳۷
محسن نجفی

سلام

من دختری 17 ساله ام و یک برادر 8 ساله دارم اون موقعه تعویض لباس من رو با زیرپوش زنانه (سینه بندم) می بینه.

آیا این کار اشکالی داره؟ اگه نداره من تا چند سالگیش میتونم اینطوری جلوش راحت باشم؟


پاسخ :

سلام

بهتره که دیگه جلوش این کار رو نکنید . درسته که الان ممکنه احساسی نداشته باشه ولی این صحنه ها در ذهنش ضبط میشه و موقعی که به بلوغ رسید اذیتش می کنه .

طبیعتا نمی خواید آینده ی اونو خراب کنید .شاید سختگیرانه باشه ولی توصیه می کنم جلوش تاپ یا دامن کوتاه و تنگ هم نپوشید . 

شما خانم ها دو منطقه حساس در بدنتون دارید که تا وقتی ازدواج نکردید نباید جذابیت اون ها رو جلوی چشم هیچ مردی نمایان کنید حتی برادر خردسال یا ازدواج کرده !

منظورم سینه ها و باسن هستند . 

موفق باشید


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۴ ، ۲۰:۱۱
محسن نجفی

سلاام به همگی

واقعا این مشکلاتی که تو این جامعه ی لامصب وجود داره سر منشا و عامل اصلیش نا اگاهی و اطلاعات کافی نداشتن راجب این جور مسائل هستش  .

ما بدبختا چی کار کنیم کسی نیست بهمون بگه راهنماییمون کنه این والدین هم که دیگه بدتر به نظر من این جور مسائل رو باید از تو مدرسه به دانش آموز زود بگن که جامعه ی ما اینجوری به چیز کشیده نشه واقعا خدا بهم لطف کرد که خودم رفتم تحقیق کردم اطلاعاتم زیاد شد اون کارایی که نباید میکردمو نکردم خدارو شکر.

واقعا گناها و نامردی های این روزگار لعنتی رو جون های بدبخت مملکت ما دارن به گردن میکش عجب دنیای زجراوریه خداییش همینه دیگه ادم دس به خودکشی میزنه . هیچ کسم نیست مشکلمونو برطرف کنه راهنمایی کنه.

به نظر من مقصر خداست که چرا از این عواقبی که جامعه رو به فنا میده جلوگیری نکرده اخه ها یکی بمن بگه چرا ها؟؟؟؟

مثلا همین فیلمای سکسی یه نفر یا گروهی این فیلمای که واقعا ادمو منحرف میکنه رو وارد همچین جامعه ای کردن الان هم ماشالا بیشتر ادمای مملکتمون میبینن از مدرسه گرفته تا دانشگاه و ...

درست مثل یه کبریت زدن روی بنزینه که یه جرغش باعث میشه یه اتیش سوزی به اون عظمت راه بیوفته اصلا این خدایی که میگن به همچی اگاه هست با وجودی که اخرو عاقبت این فیلمارو (نه فقط فیلم کلا)میدونست چرا جلوشو نگرفت که اینجوری بدبخت نشیم واقعا از این موضوع رنج میبرم دیگه روانی شدم.


پاسخ : 

سلام

خدا اگه می خواست به این صراحت و روشنی جلوی گناه کردن ما رو بگیره که بهمون عقل و اختیار نمیداد . خدا نمیاد از پشت پیراهن ما رو بگیره که به سما گناه نریم . 

روش خدا یه جور دیگست . خدا معمولا با اتفاقاتی که برامون رقم می زنه بهمون اخطار میده . مثلا داریم گناه می کنیم یهو یه کسی زنگ میزنه ، یه صدایی می شنویم ، داریم میرم گناه کنیم ، صدای اذان می شنویم ، جلومون تصادف میشه ، مریض میشیم ، می خوریم به دیوار و ... 

غرق در گناهیم و ول کن نیستیم یکی از نزدیکان فوت می کنه ! 

اینها همه اخطارهای خداست که به من و شما میگه نکن .

موفق باشید

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۴ ، ۱۹:۵۲
محسن نجفی

سلام.

ببخشید من یه سوالی دارم.

من یه دخترم و گاهی وقتا خوابای جنسی میبینم و وقتی از خواب بیدار میشم یه حسی توی واژنم احساس میکنم که اگر همون موقع پاهام رو به هم بمالم حس لذت زیادی بهم میده ولی اگه کاری نکنم زود تموم میشه.

این حالت اسمش چیه؟ احتلام که واسه پسراس. واسه ما دخترا چی میشه اسمش؟ بعدم اینکه اگه تو این حالت پاهامونو بهم بمالیم و یه مایعی ازمون خارج بشه غسل داره؟ آیا گناهه این کار؟ اون حسی که بهمون دست میده ارگاسم محسوب میشه؟ اینم بگم که من معمولا آخرای پریودم اینجوری میشم.

ممنون میشم جواب بدید.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۲۹
محسن نجفی

سلام

من 15 سالمه و یک دختر رو با تمام وجود دوست دارم ولی 2 تا مشکل دارم

1-  اینکه 1 سال از من بزرگتره

2 - اینکه سطح مالی خوانوادش از من بالا تر هست؟

چیکار کنم بهش برسم؟ تو رو خدا کمکم کنید با تمام وجودم دوستش دارم


پاسخ :

سلام

دو موضوعی که باعث نگرانی شما شده کاملا بجا و درسته . سن 15 سال خودتون و علاقه ی زیادی که بهش دارید رو هم به دو مشکل قبلی اضافه کنید .

هر کدوم از این ها به تنهایی کافیه تا از شما بخوام ماجرا رو ادامه ندید . 

الان وقت اینه که شما آینده تون رو بسازید . تمام تمرکز شما باید روی پیشرفت باشه نه رسیدن به اون دختر . 

در ازدواج شدیدا به قضا و قدر اعتقاد دارم . حتی حدیثی از پیامبر نقل شده که اگه من دعا کنم تا با کسی غیر از اون کسی که خدا برای شما در نظر گرفته ازدواج کنید ، دعای من پذیرفته نمیشه !!!

پس مطمئن باشید اگه قسمت هم باشید بهش میرسید و اگه مال هم نباشید تمام دنیا هم کمک تون کنند به هدف تون نمی رسید .

پس با خیال راحت برید آینده تون رو بسازید .

موفق باشید

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۴ ، ۲۳:۳۶
محسن نجفی

یه سوال از دختر ها داشتم میخوام ببینم همچین پسری چقدر شانس اینو داره که دختر دوستش داشته باشه

پوستم سبزه خیلی تیرست  سوراخ بینیم بزرگه (البته اندازش خوبه و میگن بهم میاد فقط سوراخاش بزرگه)

البته هیکلم خیلی خوبه طوری که همه میگن و تاحالا کسی رو ندیدم که اندام منو داشته باشه قدم 185 ! خیلی هم خوش لباسم از نظر اخلاق خیلی خیلی خوش اخلاقم و شخصیت سنگین و بانمک و متینی دارم طوری که میبینم دیگران زیاد جذبم میشن (کسی نبوده که نگفته باشه)

ولی تنها مشکلم توی صورمو با رنگ پوستمه با این که همه میگن بهترین پیشونی و چشم و ابرو و صورت مانکنی داری ولی بازم میگن زشتی!!

به نظرتون دختری هست که منو دوست داشته باشه 

اخه بد جوری منو درگیر کرده بعضی شبا اصلا به خواطرش خوابم نمیبره

۱۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۴ ، ۲۳:۳۲
محسن نجفی

سلام

به تازگی به شدت علاقه مند به پسری شدم به طوری تمام فکر و ذکرم اوست البته احساس میکنم ایشون به من علاقه ندارند این احساسم اصلا هوس نیست و اصلا این موضوع را بروز نمیدهم چگونه فراموشش کنم؟

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۲۰
محسن نجفی

سلام 

18 سالمه و جدا از بحث عاشقیو اینا مشکلاتی تو زندگیم دارم که باعث شده نتونم به دوست داشتن جنس مخالف فکر کنم

مثلا ظاهرم خیلی خوبه اما از درون بد جور داغونم با همه وجود هر کی هر درد و مشکلی داره باز با من در میون میزاره و از من کمک میخواد (اما نمیدونه من حالم از همشون خراب تره) با همه وجود سعی کردم ظاهرم خوب نگه دارم اما چند روزیه بد جور تو فشارم دیگه حتی با دو رکعت نماز خوندن آخر شب و .. خالی نمیشم چند باری خواستم برم مشاوره ولی نمیتونم :"(اصلا رفتم چی بگم 

دیگه فک کنم جایی برای تحمل مشکلاتمو ندارم نمیدونم شاید دست به خود کشی بزنم

لطفا اگه میتونین راهنماییم کنید:|

۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۱۸
محسن نجفی

من یک پسر 18 ساله هستم  تا به حال با هیچ دختری رابطه دوستانه به شکل دوست دختر نداشتم ولی بودن دختر هایی که به خاطر رابطه دوستانه خانوادگی باهاشون ارتباط دارم ولی به شکلی که نه شماره ای ازشون داشته باشم نه چیز خاصی! ....

فقط یه رابطه دوستانه کاملا معمولی ..یه جورایی مثله دختر عمو !... ضمنا با رابطه دوستانه قبل از ازدواج هم مخالفم و عقیده ام اینه که ارتباط بین دختر و پسر تا وقتی که به شکل دوست دختر و دوست پسر نباشه مشکل نداره اینا رو گفتم تا با شخصیتم یه کم اشنا بشین ضمنا در مقابل دختر ها خجالتی ام ......

سوال اصلی من اینه.......

چند ماهیه که یه احساس خیلی قوی بین خودم و یکی از همین دختر های دوستانمون بوجود اومده چیزی که قبلا وجود نداشت خیلی بهش فکر میکنم و خیلی بهش توجه میکنم اخلاقیاتش و برخوردش و حرفاش و تو این چند ماه تقریبا به این نتیجه رسیدم که اگر قرار باشه با یک نفر ازدواج کنم اون همین دختره ..... این فکر ها باعث شده کلا از زندگی غقب بیوفتم به صورتی که شده دو سه ساعت یه جا بشینم و فقط به اون فکر کنم و به این که میشه احساسی که من دارم اون هم داشته باشه و چون مدت زمانی که میشناسمش یک سال و دو سال نیست و شاید ده دوازده سال باشه تقریبا شناخت خوبی ازش دارم و با شناختی که دارم به این نتیجه رسیدم که اون هم مثل من یک سری احساسات داره ولی اون هم روش نمیشه چیزی نشون بده مثله من:(

سوال اصلی من اینه

با توجه به تمام حرف هایی که گفتم به علاوه این که خانواده این دختر رسمشون اینه که دخترشون تو سن 20 21 سالگی ازدواج کنه ( یعنی سه چهار سال دیگه) من به شدت نگرانم که از دستش بدم و این فکر داره دیوونم میکنه .... ولی میدونم که نه سن ازدواج و نه شرایط اون رو دارم و درخواست ازدواج کاری جز خراب کردن وضعیت انجام نمیده و حداقل تا سن 25 سالگی یا بیشتر طول میکشه که شرایطش رو بدست بیارم ... چند روزه این فکر به ذهنم رسیده که کاری رو بکنم که با اون مخالفم یعنی بهش پیشنهاد دوستی بدم این تنها راهیه که به ذهنم میرسه تا بهش بفهمونم دوسش دارم ولی مشکل اینجاست که من جرات بیان همچین موضوعی رو ندارم اگه کسی جز اون بود برام خیلی راحت بود که همچین حرفایی رو جلوش به زبون بیارم اما حتی نوشتن این موضوع که بخوام به اون پیشنهاد بدم برام سخته ...... ازتون خواهش میکنم بهم بگید چیکار کنم .....به نظرتون پیشنهاد بدم؟ اگه اره چطور؟( یعنی این که مستقیم بهش بگم باهام دوست شو!! یا غیر مستقیم بهش بفهمونم چون مطمئنم نمیتونم مستقیم بهش چیزی بگم) اگر هم مخالفین لطفا بگید چیکار باید بکنم تا اون متوجه بشه که من هم دوسش دارم ..... یا حداقل اگر حدس زده باشه مطمئن بشه.... خییلی ممنون خییلی 

( ضمنا این رو بگم که خانواده اون دختر با رابطه دوستی مشکلی ندارن حتی یک بار مادر اون دختر حرفه این که  دوستی من و اون دختر باید شروع بشه رو به مادرم زده )

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۴۸
محسن نجفی

سلام

تو این دوره هر کسی سعی داره دین اسلام رو بد کنه حتی دیدم یه وقتایی خود ما مسلمونا بد دینمونا میگیم, هر کسی سعی داره شک تو دل ادم بندازه حالا این سواایی که واسه من بوجود اومده هر کسی میدونه راهنمایی کنه لطفا:

چرا میگن با ایه قرانی جادو میکنن?,

چرا میگن اسلام دین جنگه?

چرا میگن دین های دیگه مث مسیحیت حضرت عیسی گفته همه را حتی دشمنانمونا ببخشیم ولی اسلام میگه بجنگیم

۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۴۲
محسن نجفی

سلام

من یه دختر 16 سالم راستش متاسفانه خیلی زود در مورد روابط جنسی و ... فهمیدم همیشه خودمو بین همسن و سالام طوری نشون دادم که هیچ نمیدونم یا کم اما خیلی برام سخته.

وقتی دوستام یه پسرو می بینند لب و لوچه شون آویزون میشه دوس دارم خفشون کنم احساس حقارت میکنم من خیلی خیلی احساساتی بودم اما الان کم کم دارم سرد میشم در سن 16 سالگی! 

با خودم درگیرم از طرفی واسه خودم برنامه ریزی کردم که برای ادامه تحصیل برم خارج نه بخاطر آزادی و چیزای چرت و پرت از این قبیل ، فقط برای فرار از دست افکار مردم دور و برم و البته خانوادم ، چون مطمئنم هیچوقت بنظرم درباره ازدواج نکردن اهمیتی نمیدن و نمیخوام ناراحتشون کنم چون خیلی دوسشون دارم .

من باتلاش میتونم حرف مردمو تحمل کنم ولی اونا با این فامیلی که ماداریم ... از طرفی وقتی یه صحنه عاشقانه می بینم منظورم بغل و بوسه یا حتی یه حرف قشنگ ، صادقانه بگم دلم میخواد اما هیچ توانایی در اداره زندگی در خودم نمی بینم چون همه یا بیشتر رفتارم پسرانش شاید بخاطر محیط خونمون بخاطر دوتا داداشم حرفامو به پای سنم نذارین چون گفتم که متاسفانه بیشتر از سنم میفهمم وای اذیتم میکنه

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۴ ، ۱۰:۲۸
محسن نجفی

سلام

لطفا به سوال من هم پاسخ بدین 

حدوده یک سال و نیمه پیش من تو دستشویی حین تمیز کردن خودم با ضربه ناخنم احساس سوزشی کردم و بعدش چند قطره خون ریخته شد .

میخوام بدونم این باعث پارگیه پرده بکارتم شده یا نه ؟

به خاطره این قضیه از ازدواج خیلی میترسم الان نامزد هستم و داماد برای قبله عقد از من گواهی پزشکی میخواد

لطفا خاهش میکنم جواب سواله منم بدید 

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۴ ، ۱۰:۲۴
محسن نجفی

سلام

من 17 سالمه خیلی وقت پیش وقتی 14 سالم بود متاسفانه با 1 پسری دوس شدم بچه بودم نفهم بودم هیچی نمیدونستم بعد ی مدت نمیدونم چی شد همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد منو برد خونش و ... سکس کامل نبود دردم نداشتم .

نمیدونم الان بکارت دارم یا نه من اونموقع اصن نمیدونستم بکارت چیه .. میترسم .. خیلی میترسم.. خودم همیشه عذاب میکشم.. حداقل نمیخوام ابروم جلوی خونوادمم بره وگرنه داغون تر میشم راه دیگه ای جز دکتر برای فهمیدن اینکه پرده دارم یا نه وجود نداره؟؟

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۴ ، ۱۰:۲۱
محسن نجفی

سلام

من کنکوری هستم و در فشار عصبی زیادی هستم و در رویاهام به رابطه ی جنسی زیادی با همسر آینده ام فکر میکنم قبلا خیلی لذت می بردم طوری که مایعی رو احساس میکردم ولی الان به اون حد نمیزارم برسه و هر دوران 4 یا 5 روز است و ترکش میکنم ولی تا 5 ماه دیگه برمیگرده .

یه طور بدنم شرطی شده نمیدونم چه کار کنم مثلا توی این 5 ماه بعضی اوقات آن چنان با خدا میشم که هیچ چیزی رو من تاثیر نداره ولی بعد این 5 ماه ایمان ارادم ضعیف میشه تا اینکه کارم به اینجا میرسه

آیا این خودارضایی میشه ؟ آیا غسل داره ؟ اگر بازم توبه کنم خدا منو میبخشه؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۴ ، ۱۰:۱۶
محسن نجفی

من دختر 16 ساله ای هستم که تا حالا نه با کسی دوس بودم نه خ.ا کردم و نه کار دیگه ای. دوستایی دارم که همشون دوس پسر دارن و من تنها کسی هستم که بین اونا از این کارا نداشته .

همیشه یه احساس تاسفی دارم حس شکست عشقیا رو با این که خودم تا الان حاضر نشدم با کسی باشم .

یه پسریم هس که من اونو میشناسم از این و اونم شنیدم که منو دوس داره اما تا به حال هیچ حرفی بهم نزده با اینکه میدونم با دخترای زیاذیم دوس بوده اما این حرفا رو که از این و اون میشنوم یه حس خاصی پیدا میکنم حس میکنم که دوسش دارم واقعن نمیدونم با این حسم چیکار کنم با اینکه خودمم میدونم کاملا غلطه

۱۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۴ ، ۱۰:۱۳
محسن نجفی

سلام

من موقعی که عاشق دوست پسرم شدم از اون خودارضایی رو یاد گرفتم.بعد از اون ترک کردم ولی به خاطر افسردگی و تنهایی دوباره سراغش رفتم.انقد تنهام و از اعتماد به آدما میترسم که رفتم سراغش.

برای اینکه دیگه نیازی به محبت هیچ پسری نداشته باشم. سال جدید ترک کردم ولی هی وسوسه میشم ولی چون اینکار رو نمیکنم خیلی از نظر روحی بهم فشار میاد.چیکار کنم؟

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۴ ، ۱۰:۰۹
محسن نجفی

سلام

ببخشید من یک پسر 15 ساله هستم. متاسفانه امشب داشتم به کمبود هایی که تو زندگیم داشتم فکر میکردم. اونقدر حالم بد شد که 20 دقیقه فقط نشستم گریه کردم.

من متاسفانه یا خوشبختانه حافظه ی خیلی قوی ای دارم نمیدونم باور میکنید یا نه اما تک تک جزئیاتی که از سه چهار سالگیم برام اتفاق افتاده رو یادمه ! واقعا موندم چرا خدا همچین حافظه ای به من داده که حتی بعد از گذشت بیشتر از ده سال حتی جزئیات اتفاقاتی که برام افتاده رو یادمه. 

اما بذارید برم سر اصل مطلب.

متاسفانه من از بچگی هیچوقت از پدر و مادرم محبتی ندیدم. شاید باورتون نشه اما از 10 سالی که از زندگیم یادمه حتی یکبار نشده که پدر مادرم بهم بگن دوسم دارن حتی یکبار نشده جفتشون با احترام با من صحبت کنن.

هر باری که با من صحبت میکنن (حتی الان) همیشه با توهین با من حرف میزنن جوری که همیشه عصبی میشم و ترجیح میدم به جای اینکه صدامو بلند کنم و دعوا کنم برم تو اتاقم و خودمو حبس کنم. متاسفانه من حتی جرئت ندارم طی این نصف روزی که بیدارم از اتاقم بیام بیرون چون هر بار که میام بیرون پدر مادرم اونقدر با من بد صحبت میکنن که کلا ترجیح میدم با همون حالت دپرس تو اتاقم بمونم و فقط برای دستشویی رفتن از اتاقم بیام بیرون.

حتی یکبار نشده با پدر مادرم غذا بخورم. باور کنید حتی زمانی که من با پدر و مادرم رفتار خوبی دارم اونها باز با من با توهین و ناسزا رفتار میکنن. من مطمئنم بخاطر این کمبود هایی که پدر مادرم از لحاظ عاطفی برام کم گذاشتند در آینده ضربه های زیادی میخورم :((

به حدی رسیدم که اگه یکی بیاد خیلی ساده بهم بگه دوسم داره و یا بهم ابراز محبت کنه براحتی هر چی دارم رو بهش میدم.

نمیخوام بگم پدر و مادرم برام کم گذاشتند نه حتی خیلی چیزهایی که خواستم رو برام فراهم کردن اما بعد از فراهم کردن اون چیزها اونقدر سرکوفتشو بهم زدن که از چیزی که برام فراهم کردن بیزار شدم. حالم واقعا خرابه.

من تا به این سن رسیدم هیچوقت تو خیابون به دختری خیره نشدم و نگاه نکردم اما امشب متاسفانه یه دختری رو تو خیابون دیدم و اونقدر ازش خوشم اومد که چند بار بهش خیره شدم.

به هر حال گذشت اما زمانی که اومدم خونه این اتفاق باعث شد کل زندگیم از جلوی چشمام رد بشه. تمام کتک هایی که پدر و مادرم زدن ، تمام توهین هایی که بهم کردن و ... | باور کنید این توهین ها بی دلیل هست یک جوری حس میکنم پدر و مادرم دقیقا چنین رفتاری باهاشون میشده. 

من از زمانی که پام به مدرسه باز شد هر سال تو جشنواره های مختلف لوح های تقدیر میگرفتم اما یکبار نشده بخاطر این چیزها تشویقم کنند همیشه میگند هر کار کردی برای خودت کردی و وقتی اینو میگند من واقعا یه حس عمیقی از ناراحتی احساس میکنم و کاملا احساس پوچی بهم دست میده جوری که کاملا حس میکنم براشون هیچ ارزشی ندارم.

همونطور که گفتم مطمئنم بخاطر این کمبود هایی که پدر و مادرم باعثش شدند در آینده ضربه میخورم در حال حاضر هم اونقدر بی اراده شدم که کافیه اگه یه دختری بهم یه نگاهی بکنه و یه حرف خوبی بهم بزنه کاملا خودمو میبازم.

هر چند که سعی کردم کلا سمت این چیزها نرم چون مطمئنم جز ضربه خوردن خودم و یکی دیگه نتیجه ای در پی نداره. اما واقعا بعضی اوقات اونقدر احساس کمبود محبت میکنم که فقط حس میکنم تنها با رابطه و صحبت با یک دختر میشه این خلاء درونی رو پر کرد.

با وجود تمام موفقیت هایی که داشتم باز هم احساس نا امیدی میکنم. حس میکنم زندگیم کاملا پوچ شده و هیچ هدفی به دنبال نداره. سعی میکنم ظاهرم رو شاد نگهدارم اما واقعا از درون افسرده ام. ببخشید که زیاد شد اما ازتون میخوام راه حلی بهم بدید تا لااقل مشکلاتم رفع بشه و جوری نشه که بخاطر این مشکلات آیندم به نابودی بره. با تشکر

۲۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۴ ، ۱۰:۰۲
محسن نجفی

سلام خسته نباشید .

من یه خواهشی داشتم اونم این که میشه یکم در مورد تولید اسبرم توضیح دهید ؟ 

ممنون


پاسخ :

سلام

اسپرم موجودات بسیار ریزی هستند که در مایع منی وجود دارند و عامل بارداری زنان به شمار میرن . اسپرم در بیضه های مرد تولید میشه و بعدش به کیسه منی منتقل میشه و اونجا انبار میشن .

اگه مرد توانایی تولید اسپرم سالم داشته باشه قدرت باروری داره . اگه به هر دلیلی مثل اعتیاد به خودارضایی ، کیفیت اسپرم پایین بیاد به همون نسبت قدرت باروری مرد کاهش پیدا می کنه .

یه اسپرم خوب و سالم به اسپرمی میگن که بتونه با سرعت مناسب به طرف جلو حرکت کنه و خودش رو به تخمک که در رحم زن قرار داره برسونه .

حالا اگه اسپرم کیفیت مناسب رو نداشته باشه نمی تونه به جلو حرکت کنه . در نتیجه بارداری صورت نمیگیره و در مواردی میگن مرد عقیم شده .

پس همه ی مردانی که قدرت بچه دار شدن ندارن ، مشکل شون مربوط به کیفیت پایین اسپرم یا عدم وجود اسپرم در مایع منی هستش .

در هر انزال فکر می کنید چند اسپرم از بدن مرد خارج میشه ؟! 

یکی ؟ دو تا ؟ ...

تعداد بسیار بالاتر از اینه ، در هر انزال چندین میلیون اسپرم از بدن مرد خارج میشه که اگه شرایط فراهم باشه یه ماراتون چند میلیون نفری آغار میشه ، فقط نفر اول می تونه وارد تخمک بشه و جنین رو تشکیل بده . بقیه از بین میرن . 

فکرش رو بکنید این بیضه های بدبخت چه تلاشی باید بکنند ، چه انرژی رو مصرف می کنند تا بتونن اسپرم تولید کنند . چه فشاری به بدن میاد ؟!

پسرانی که خودارضایی می کنند آیا می دونن چه بلایی سر خودشون میارن ؟! 

یه لحظه فکر کنید . ماشینی رو در نظر بگیرید که 24 ساعت شبانه روز با تمام قوا داره کار می کنه ، چقدر می تونه دوام بیاره ؟!

بیضه ها هم همین طورند . اگه استراحت نداشته باشن ممکنه به قول معروف کم کاری کنن و یه چیزی همین طوری بدن بیرون ! یا این که دقت لازم رو نتونن انجام بدن .

فعلا در همین حد فکر کنم کافیه .

موفق باشید

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۴ ، ۱۶:۳۲
محسن نجفی